لطفا درمورد موارد زیر یه تعريف کوتاه به همراه نظرتون درباره اش بدين... این جواب ها برام خیلی مهمه لطفا واضح و کامل و قانع کننده جواب بدین.. چون من هدفم از پرسیدن این ها رو کم کنی نيست... میخوام قانعم کنید!
خیانت در عشق- ازدواج- تقوا- عفاف و پاکدامنی- حجاب بدن پیش نا محرم (از جمله دوست پسر)- هوس و هوسبازی- فحشاء- نظریه فروید (لزوم آزادی کامل جنسی بشر)- فساد و گناه اخلاقی
یک سوال دیگه هم داشتم. شما گفتید به قران اعتقاد دارید...توی قرآن امر شده به پوشش بدن زن و فحشاء به شدت نهی شده ولی حرف ها و تشویق های شما عقیده به آزادی کامل جنسی و لذت بردن بی حد و حصر از این نیاز رو نشون میده... لطفا بیشتر توضیح بدین..توی یه جای دیگه هم کسی از نظر حضرت علی نسبت به خودارضایی گفت که شما جواب دادید اون موقع عقایدی بود که مخصوص همون زمانه...یعنی حضرت علی نمی دونسته این کار ضرر یا گناه داره یا نه و شما می دونید؟ آقای دکتر امیدوارم این مکالمه رو کم کنی و طفره رفتن نباشه چون میخوام قانعم کنید...
پاسخ ما:
مقدمه
"..الذين يستمعون القول و يتبعون احسنه" " مومنان آنان اند كه به سخن ها گوش فرا دهند و بهترين آن را پيروي كنند"
يك نكته: مسئله اعتقاد به حلال و حرام بودن امري مسئله اي شخصي است كه به مراجع مورد تقليد وي و اعتقاد شخصي وي برميگردد. هدف ما از اين سايت تنها ارائه اطلاعات علمي در مورد راهكارهاي پيشگيري، تشخيص و در نهايت درمان اختلالات جنسي است. اينكه يك رابطه جنسي از نظر فرد حلال يا حرام است تنها به خود وي بستگي دارد. طبيعي است كه اين رابطه معمولاً با رعايت شرايط ساده اي حلال و در غيراينصورت حرام است. وقتي كه ميگوييم بايد از رابطه جنسي لذت برد به معناي اين نيست كه اين رابطه بايد لزوماً حرام باشد تا لذت بخش باشد! برعكس به لحاظ انعطاف پذيري قابل توجه فقه شيعي اصولاً با اين مسئله با مسامحه زيادي برخورد شده است و به نظر خود من هيچ نيازي نيست كه فكر كنيم آنچه را ميتوانيم از راه حلال بدست آوريم بايد حتماً از راه حرام بدست آيد! در هر حال گفتار ذيل تنها بررسي اجمالي از پاره اي فرضيات و نظريات شخصي است كه بهرحال بايد به بوته نقد و بررسي گذاشته شود. همانطور كه در كتاب خداوند ذكر شده است: "... مومنان كساني هستند كه به سخن ها(ي گوناگون) گوش دهند و (از ميان آنها) بهترين را اختيار كنند".
شايد در ابتدا به نظر برسد پاسخ به چنين سوالهايي از حدود مربوط به دانش نوين جنسي فراتر است (كه در واقع اينطورهم هست). در معدود سايت هاي خارجي كه از طرف كليساي كاتوليك تغذيه ميشده است موضوع تعارض بين باورهاي مذهبي و دانش نوين جنسي مورد طرح و بحث قرار گرفته است. برخورد اكثر سكس شناسان و سكس درمانگران با مسئله دانش جنسي و باورهاي مذهبي به گونه اي بوده است كه به ظاهر اصولاً نيازي براي پرداختن به اين باورها جايي در طب جنسي نداشته است.
از نظر خود من وقتي به مسئله باورها و تعارضات مذهبي سنتي و فرهنگي در بروز اختلالات جنسي مي پردازيم بعنوان يك درمانگر هم بايد به فكر راه چاره اي براي حل اين تعارضات باشيم. در واقع شاخه اي از روان درماني "شناخت درماني" ناميده ميشود كه هدفش تغيير الگوهاي شناختي افراد در برخورد با محيط و برقراري رابطه با ديگران است. اگر فكر كنيم الگوهاي شناختي فرد زمينه ساز بروز تعارض بين كاركرد طبيعي مغز، سلسله اعصاب محيطي و اندامهاي دروني ميشود، بايد راهي براي تغيير اين الگوها پيدا كرد. از طرفي مناقشه آميز بودن ورود به اين بحث ها كه درستي يا نادرستي آن كمتر از منظر نظر دانش تجربي مورد ارزيابي قرار گرفته و تحقيقات علمي در رد يا قبول فرضيات مربوط به آن وجود ندارد كار را با دشواري هاي زيادي روبرو ميكند. كمبود مفاهيم ابتدايي تعريف شده و قابل استناد براي عامه در تعريف و تبيين ارزشهاي مذهبي هم اغلب مانع از اشكل گيري يك فرهنگ واژگاني مشترك است، بطوريكه گاهي مطمئن نيستيم واقعاً در مورد يك مفهوم مشترك حرف ميزنيم. به اين اضافه كنيد كه لازمه بحث در مورد موضوعات مذهبي داشتن اطلاعات كافي حول و حوش چنين موضوعاتي است و اغلب نبود اين اطلاعات باعث عدم توافق در استدلالات و نتيجه گيري ها و در نتيجه ناتواني از پيشبرد چنين مباحثي است. به اين مطالب كه از يكي از سايتهاي پارسي زبان استخراج شده است توجه فرماييد:
"... شما تا چه حد با اسلام آشنایی دارید؟ آیا اطلاعات شما راجع به اسلام محدود به کتابهای دینی دوران تحصیل شما میشود؟ یا از عمه و خاله و مادر و پدر و بقال سر کوچه حقایق را راجع به معجزات و حقانیت دینتان دریافت کرده اید؟ آیا قرآن را تابحال به زبان خود خوانده اید و با دقت سعی کرده اید که ببینید موضوع و محتواي اين كتاب چه بوده است؟ یا تنها قسمتهایی از آنرا آنهم به عربی و از روی عادت خوانده اید؟ چند سوال ساده برای شما حاضر کرده ایم که میزان دانش شما را نسبت به اسلام، تنها برای شما آشکار میکند. اگر پاسخ پرسشهای زیر را نمیدانید، آگاه باشید که قطعاً بصورت تصادفی مسلمان شده اید.
آخرین سوره ای که بر پیامبر نازل شد کدام سوره بوده است؟
علت خدا چیست؟ خداوند را چه کسی خلق کرده است؟
پیامبر قوم ثمود، پیامبر قوم عاد، پیامبر قوم لوط به ترتیب چه نام داشنتند؟
حال تصمیم با خود شماست، عدم توانایی در پاسخ به پرسشهای بالا نشان از تصادفی بودن مسلمانی شما دارد. ما انسانها در دورانی به سر میریم که وقت بسیار با ارزش است، و معمولاً این وقتمان را زیاد خرج دین آموزی نمیکنیم...)
با وجود همه نقاط ضعف گفته شده؟، و با وجود كراهت ابتدايي براي طرح چنين مباحثي، به دو علت خود را ناچار به ورود به اين حوضه از افكار و فرضيات ميدانم. اول لزوم تدوين مفاهيم بنيادي براي اصلاح برخي باورهاي سنتي و فرهنگي كه زمينه ساز بروز ناهنجاري هاي ارتباطي و اختلالات عاطفي و جنسي در افراد ميشود. دوم شيوع نگران كننده خشونت هاي ناشي از باورهاي شبه مذهبي كه منجر به قضاوت هاي سطحي در مورد درستي و نادرستي كارهاي ديگران ميشود. در واقع به صرف داشتن قدرت، هر فردي بخود حق ميدهد كه به مجرد مشاهده تعارض بين رفتارهاي ديگران با باورهاي خود او، اقدام به ممانعت از اين اقدامات ولو با استفاده از خشونت هاي جسمي و روحي بكند. كمترين نتيجه اين خشونت از بين رفتن امنيت فردي و تشديد تنشها و اضطرابات روحي در ميان تمام اقليت ها و اقشار آسيب پذير و دور از قدرت جامعه، و رشد چشمگير و خيره كننده اختلالات روحي و رواني در كل جامعه امروزي خواهد شد. اميد است تمام انديشمندان و متفكراني كه آراء و تحقيقات شان ميتواند در بهبود اين وضعيت كمك كننده باشد ما را از اظهار نظر بي بهره نگذارند و به ياري مان بشتابند.
بعد از مقدمه
در مورد سلسله سوالاتي كه مطرح كرديد بهرحال فكر ميكنم از سوالاتي است كه مبتلا به، و محل ايراد اغلب خوانندگاني است كه مباحث ما را دنبال ميكنند و همواره به ذهن خطور ميكند و در واقع از مدتها پيش ذهن خود مرا هم بدان مشغول كرده و بهرحال سعي كرده ام پاسخهاي قانع كننده اي براي آن بيابم. شايد تعجب كنيد جوابها فراتر از آنچه مورد نظر شماست بوده است و در واقع در يك سلسله مباحث كاملاً بنيادي به طرح و بحث مباحثي پرداختيم كه محل بحث و مناقشه عده اي از انديشمندان و مردان سياسي اجتماعي عصر و در واقع بسياري از جوانان و روشنفكراني است كه سرگردان و آشفته بدنبال جواب قانع كننده اي براي بسياري از سوالات بي جواب امروزي اند. هرچند اين مباحث هنوز به اتمام نرسيده است اما از آنجا كه كليت مطلب در ذهن من شكل گرفته است و تنها در پي فرصتي هستم كه بصورت جمع بندي شده آنان را به خوانندگان ارائه دهم به همين خاطر از شما دعوت ميكنم تا ضمن خواندن اين نظريات سوالات و انتقادات خود را هرجا كه فكر ميكنيد نياز به توضيح دارد براي من بفرستيد تا در حد توان و فهم ام از كلام خداوند و تعليمات مذهبي ام به آن پاسخ گويم. موفق و شادكام باشيد.
مباني نظري آزادي و آزادي هاي جنسي:
تلاش براي تعريف مفاهيمي چون آزادي، اخلاق و عدال
آزادي و محدوديت: چه كسي يا چه چيزي تعيين كننده محدوده هاي آزادياست؟
مذهب و حكومت: دانش سالاري يا اكثريت سالاري؟
در مورد مسئله پوشش زن و فحشاء و لذت بي حد و حصر ظاهراً ارتباط مستقيمي بين اين موضوعات كه اشاره كرديد وجود ندارد. مسئله حدود پوشش زن و مرد يك مطلب است. مسئله فحشاء مطلب ديگري است. مسئله لذت بردن از احساسات و روابط انساني هم مسئله ديگري است كه جداگانه بايد به آن پرداخت. در واقع يكي از مشكلات مهمي كه ما در درمان مبتلايان به بسياري از اختلالات جنسي با آن روبرو هستيم همين مسائل و سوالاتي است كه شما به آن اشاره كرديد. بسياري از خانمها حتي بعد از ازدواج رسمي از رابطه جنسي با شوهرشان و لذت بردن از آن دچار احساس گناه و كم شأني شديد ميشوند. در واقع اين احساسي است كه از كودكي با آن بزرگ شده اند. حس ميكنند كسي كه از رابطه جنسي خود احساس لذت ميكند يك فاحشه است يا در معرض خطر فاحشه بودن قرار گرفته است.
در مورد پوشش خانمها تا جائي كه من يادم است در سايت توصيه خاصي نداشتم و به سليقه و عقيده خود افراد بستگي دارد. در مورد فحشاء شما ابتدا بايد تعريف جامع و مانعي از فحشاء داشته باشيد تا واقعاً بدانيم راجع به مفهوم مشتركي صحبت ميكنيم. حتي در فاصله زمان كوتاهي پس از رحلت پيامبر مسئله حلال و حرام و چگونگي اجازه روابط جنسي موضوع اختلاف ميان مسلمانان قرار گرفت. خليفه مسلمين عمر خطاب اعلام كرد كه متعه در زمان پيامبر حلال بوده و من آن را حرام اعلام ميكنم. خوب اين مسئله مورد تأييد علي عليه السلام و پيروان ايشان نبود. بنابراين چيزي كه از نظر پيروان شيعي ايشان حلال بود از نظر ديگر مسلمانان كه در امور خود از خليفه مسلمين فتوا ميگرفتند فحشاء بشمار مي آمد. (در واقع خود اين اقليت شيعي از نظر اكثريت مسلمانان، رافضي و خارج از دين بشمار ميرفتند).
درهرحال آنچه كه ما در اين سايت به آن تأكيد ميكنيم داشتن روابط عاطفي و جنسي خوب، لذت بخش و بدون تنش است و لازمه آن هم فحشاء نيست. "فحشاء بودن چيزي" به نوع تعريف و تلقي و عقايد شما برميگردد كه ما نظري نسبت به آن نداريم. البته بعداً در جاي خود تعاريف شخصي خود از اخلاقيات و مسائل اخلاقي را ارائه ميدهيم (كه خوانندگان ميتوانند به آنجا مراجعه كنند) و البته همه كس در پذيرفتن يا نپذيرفتن آن آزاد هستند.
در مورد توصيه علي عليه السلام به امري (يا نهي از كاري) هم باز برميگرديم به مسئله تشريع شريعت و قبلاً هم عرض كرديم برخلاف اصول مذهبي كه اصول ثابتي هستند، شريعت در طول زندگي بشر درحال تغيير است و قياس شما كمكي به درك زندگي امروزي كه در شرايط آن قرار داريد نميكند. حالا بد نيست در همين زمينه چند سوال هم از خود شما بكنيم.:
در كتاب قضاوتهاي اميرالمومنين ذكر شده زن و مرد سپيدي با فرزند سياهي به نزد ايشان آمدند در حاليكه مرد ادعا ميكرد (با توجه به رنگ پوست سياه) بچه از آن وي نيست و زن آن را از كس ديگري باردار شده است. ايشان فرمودند كه آيا در حيض با هم نزديكي كرديد؟ گفتند بله. گفت برويد! كودك از آن شماست.خون بر نطفه غلبه كرده و رنگ پوست بچه عوض شده است. با توجه به اينكه در علم امروز ثابت شده اصولاً در ايام حيض و خونريزي تخمك گذاري و جايگزيني جنين صورت نميگيرد درستي(يا نادرستي) اين نظر را چگونه توضيح ميدهيد؟
حضرت خضر در داستان همراهي موسي با ايشان، اقدام به كشتن پسر نوجواني ميكند بنظر شما اقدام به قتل يك نوجوان بدون آنكه گناهي مرتكب شده باشد صحيح است؟
حضرت امير در زمان خود بشدت از شطرنج نهي ميكرده و شطرنج بازان را تعذير ميكرده است. از طرف ديگر زنان و غلامان و كنيزان بسيار داشته است در حاليكه شما در حكومت اسلامي ما شطرنج بازي ميكنيد و اجازه داشتن زنان و غلامان وكنيزان متعدد نداريد. بنظر شما ايشان بيشتر ميفهميده است و عمل ايشان ملاك است يا شما و حكومت فعلي.
در زمان حضرت ختمي مرتبت ماليات بر اسبها بسته نميشد و در زمان حضرت امير ماليات بر اسبها هم بسته شد بنظر شما منظور حضرت امير اين بود كه ايشان بيشتر از پيامبر اكرم از امور سردر مي آورند؟
اميرالمومنين با معاويه جنگيد و امام حسن بن علي با معاويه صلح كرد بنظر شما منظور اين بوده كه حسن بن علي بيشتر از پدرشان مي فهميده است و حضرت علي اشتباه ميكرده است؟
خوب فكر ميكنم فعلاً تا همين اندازه بس باشد. اميدورام با پاسخ هاي خود مرا قانع كنيد كه بطور جدي اهل انديشيدن و يافتن راهي درست براي رسيدن به پاسخ هاي مناسب هستيد
ادامه پيام شما
سلام آقای دکتر واقعا ممنون که با صبر و حوصله تا حدی به سوال هام جواب دادین... درمورد تعريف فحشاء ... بنظر من فحشاء یعنی داشتن یک رابطه جنسی بدون داشتن یک پیمان ابدی یا زناشویی بین دو طرف (درواقع رابطه نامشروع جنسی) که اگه نخوایم خودمون رو گول بزنیم 99% ناشی از هوسه و نه عشق. لطفا اگه تعریف دیگه ازش دارید بگید فقط خواهشن بازی با کلمات و یا سر خودمون شیره مالیدن برای رسیدن به هوس هامون نباشه... در هر صورت اگه تعریف دیگه دارید بالاخره اون تعریف شما منجر میشه به از بین رفتن حرمت بین زن و مرد و حداقل اینکه از لحاظ پوشش کاملا آزاد باشند که اگه بتونید تعریف دیگه ای از فحشا بدین... نمی تونید پوشیده بودن (که توی قرآن بهش تاکید شده) رو هم توش بگنجونید!!! (و به سوالات ما هم كه جوابي نداشتند. و هم باز هم سوال در مورد اينكه اگر كاري در زمان قديم گناه داشته و براي بدن انسان مضر بوده پس الان در زمان ما چرا مضر نباشد؟ ضمن اينكه اذعان داشتند ممكن است اصل مطلب از ابتدا درست نبوده باشد و حضرت امير اصولاً سخني در مذمت استمناء نگفته باشند)
ادامه پاسخ ما:
اين تعريفي كه از فحشاء ارائه داديد نظر شخصي خودتان است يا با توجه به آيات و روايات و احاديث ائمه اطهار به چنين تعريفي رسيده ايد؟ اگر نظر شخصي خودتان است بفرماييد در اين تعريف از كدام اصول بديهي يا استقرايي عقلي استفاده كرده ايد. يا اگر نظر شما بر پايه تحقيقات و بررسي ها ي علمي جديد بوده است اشاره كنيد كه منبع استخراج آن چه بوده است. و يا اگر مورد دوم است آيات و رواياتي كه بدان استناد كرده ايد را هم براي ما ذكر كنيد. راستي به نظرتان اين تعريف از فحشاء (نبود پيمان ابدي زناشويي) بيشتر به عقايد مسيحيت كاتوليك پيش از رونسانس اروپا شبيه نيست تا عقيده مسلمانان و بالاخص فقه شيعي؟
و اما تذكر چند مطلب ضروري.
اول اينكه همانطور كه خود شما هم دچار ترديد بوديد ما هميشه هم از درستي انتساب برخي سخنان به ائمه معصوم مطمئن نيستيم. بسيار اتفاق افتاده است كه دانشمندان اسلامي سخنان منتسب به پيامبر يا ائمه را كه در كتابي نقل شده مورد شك و ترديد قرار داده و قرائني هم بر ان ذكر كرده اند. اصولاً اعتماد به راويان در نقل احاديث يكي از مباحث مهمي بوده است كه علماء هنگام بحث و بررسي احاديث به كرات مورد سوال قرار ميدادند. بنابراين خوب است كه (نه در اين مورد خاص بلكه بطور كلي) قبل از ارائه بحث بر پايه روايت منتسب به معصومين قبلاً از درستي آن مطمئن شده باشيم تا بعد دچار تناقض در گفتار ابتدايي نشويم.
يكي از مفاهيم كه بسياري از ما قبلاً متوجه آن نبوديم تمايز بين برخي واژه ها در فرهنگ مذهبي و در مفاهيم علمي و عرف عامه است. براي مثال تفاوت بين "نجاست" و "كثيفي" و يا همينطور "پاكي مذهبي" و "بهداشت و سلامت پزشكي". تلقي بسياري از ما اين است كه هر چيز نجس، از نظر علم پزشكي و بهداشت عمومي براي سلامتي زيان آور است، درصورتيكه چنين تلقي نادرست است. نجاست نه يك مفهوم علمي (علم تجربي) بلكه يك مفهوم به اصطلاح متافيزيكي و فرازميني است. به عبارت ديگر هر چيزي كه نجس است لزوماً كثيف (مضر سلامتي) نيست و برعكس ممكن است چيزي كثيف باشد ولي نجس نباشد. همينطور هم ممكن است چيزي با رعايت احكام و رسوم مذهبي پاك باشد اما از نظر بهداشتي سالم نباشد. سيبي كه آلوده به ميكرب وبا ست ممكن است نجس نباشد اما از نظر بهداشتي سالم نيست. يا آب رودخانه جاري حاوي ميكرب تب تيفوئيد (درنتيجه افتادن جسد گوسپند مرده اي در بالاي رودخانه) هرچند از نظر مذهبي پاك است (و با آن ميتوان وضو گرفت) اما از نظر پزشكي آلوده است (و نبايد در معرض آن قرار گرفت). باز همينطور مصرف گوشت گوسپندي كه ذبح مذبحي نشده است حرام است هرچند ممكن است از نظر بهداشتي گوشت سالمي داشته باشد. يا با وجودي كه آب مني از عناصر شديداً نجس (مثلاً نسبت به مدفوع و ادرار) است، بطور طبيعي از نظر بهداشتي سالم است و (چنان كه گاهي مي پرسند) خوردن آن باعث ابتلاء به بيماري نميشود.
در مورد مفهوم "حلال و حرام" و "فايده و ضرر" براي سلامتي انسان هم موضوع شكل مشابهي دارد. حلال بودن چيزي لزوماً به معناي سالم بودن آن نيست و بر عكس حرام بودن چيزي باز هم لزوماً به معني مضر بودن آن (براي سلامتي انسان) نيست. مثلاً مصرف آب غصبي با وجودي كه حرام است ضرري براي سلامتي بدن ندارد. يا برعكس مصرف گوشت خوك. حرام بودن مصرف گوشت خوك به معناي ناسالم بودن گوشت نيست. در واقع مسئله توجيه علمي حلال و حرام در شريعت و احكام شيعي و اسلامي برميگردد به تلاش برخي از انديشمنداني كه در ابتداي قرن حاضر در پي راهي براي كاهش تنشها و تعارضات، و آشتي دادن علماء مذهبي و فارغ التحصيلان ايراني تحصيلكرده (در ممالك اروپايي) با هم بودند (به اصطلاح امروزي ها وحدت حوضه و دانشگاه). از برجسته ترين اين افراد ميتوان به مرحوم محمد تقي شريعتي و مرحوم مهدي بازرگان اشاره كرد كه خوب بعدها اين روش پيروان زيادي در متدينين دانشگاهي پيدا كرد و از آن طرف هم با استقبال گسترده بسياري از علماء مذهبي روبرو شد. متاسفانه باوجود حسن نيت ابتدايي پايه گذران اين روش در انطباق علم جديد با شريعت قديم، يكي از نتايج اين گونه برخوردها مسئله "گزيده خواني" و برخورد انتخابي با علوم جديد شد. در واقع هرگاه مسئله به گونه اي مطرح ميشد كه احتمالاً فلان فرضيه يا نظريه علمي با مفاهيم مذهبي و احكام و شريعت مكتوب در تعارض است، نسبت به آن جبهه گيري هاي عداوت آميز ميشد و سعي ميشد به طرق مختلف (و به هر وسيله ممكن) "ظاهر علمي" چنين نظريه هايي در معرض شك و ترديد عميق قرار گيرد. مسئله بخصوص در مواردي پيچيده تر ميشد كه فتاوي مختلفي در باب حرام و حلال بودن چيزي عنوان ميشد، يا چيزي كه در ابتدا حرام اعلام شده بود بعداً حلال اعلام ميشد. از آنطرف هم وابستگي احكام و مفاهيم مذهبي به فرضيات و نظرياتي كه بعداً نادرستي آنها به اثبات ميرسيد باعث شكنندگي اعتقادات قبلي نسبت به اين باورهاي مذهبي ميشد. در همين مورد خاصي كه به آن اشاره كرديد يعني مسئله خودارضايي و استمناء هم باز در همين جهت يكي از پزشكاني- كه از مسئولين معتقد به اسلام و انقلاب و عضو حزب جمهوري اسلامي بود و در انفجار معروف هفتم تير به شهادت رسيدند- يعني (اگر نام ايشان را اشتباه نكرده باشم) مرحوم دكتر پاك نيت بود كه كتابي هم در مورد مضرات استمناء نوشته بودند و سعي شده بود با توجه به اينكه استمناء از جمله گناهان كبيره دانسته شده، به جمع آوري مستندات علم جديد در نقد و تقبيج خودارضايي (بعنوان مسئله اي كه سلامتي انسان را بخطر مي اندازد) بپردازند. در جامعه امروزي- بخصوص زماني كه اداره امور جامعه بصورت كاملاً عملي به دست فقهاي شيعي افتاده است بسياري از احكام بدليل نداشتن كاربرد حقيقي در زندگي امروزي- تحت عنوان مصلحت نظام يا عناوين ديگر- توسط همان فقها تغيير شكل داده يا بطور كلي به كنار گذاشته شده است. آنچه كه مبناي مهم زندگي ما در جامعه امروزي را تشكيل ميدهد همانا دانش روز بشري و توجه به روابط علي و معلولي حاكم بر آفرينش الهي است. يادتان نرود كه تنها چيزي كه از ديروز تا امروز هميشه و هميشه بر خردمندان مبرهن و واضح بوده است اين است: كار ما وضع قوانين بر آفرينش نيست، كار ما كشف قوانين حاكم بر آفرينش است. و باز هم همانطور كه پيش از اين اشاره كرديم بعنوان يك اصل در زندگي به يادتان باشد: مذهب (آموزنده ارزشهايي كه دانش يكي از آنهاست) با دانش بشري تعارضي ندارد و هر حركتي كه در جهت مقابله با دانش بشري صورت بگيرد لزوماً يك حركت ضدمذهبي هم تلقي ميشود.