سلام. من پسری هستم 21 ساله. یک مشکلی دارم که براتون بیان میکنم. مشکل من اینه که اصلا از خود ارضایی بدم میاد و اصلا خوشم نمیاد که این کار رو رنجام دهم اما بعضی موقعها یهو انجام میدم و بعد از انجام دادنش کلی احساس شرم و بد بختی و.... میکنم و بعد از انجام دادنش احساس میکنم که قیافم زشت میشه وعضلاتم آب میره واحساس میکنم قدم کوتاه میشه و احساس میکنم که دیگه هیچ دختری دوست نداره اصلا به من نگاه کنه و کلاً احساس میکنم که نمیتونم با دیگران ارتباط برقرار کنم و احساس کراهت میکنم. چندی پیش که داشتم تلفنی با دوست دخترم حرف میزدم یکدفعه بغول بچه ها امپر زد بالا و همینطور که داشت با من تلفنی حرف میزد یهو این کارو کردم و بعدش احساس بدی به من دست داد حالا من پس فرداش باید میرفتم دانشگاه و هی خدا خدا میکردم که اونو نبینم اما از شانس بدم دیدم عین عجل معلق اومد جلوم سبز شد و من خیلی احساس شرم کردم چون در توضیحی که بهتون دادم بعد از این کار احساست خاصی به من دست میدهد و سعی کردم که زود از دستش فرار کنم.....
اون روز خیلی به خودم فحش دادم که چرا این کارو(جلق)روز پیش انجام داد اما نکته قابل توجهی که هست اینه که اون احساسات تا 4 الی 5 روز در من هست و بعد از این 4-5 روز از بین میرود و باز همه چیز بر میگرده سر جای اولش یعنی قیافه ام از حالت زشتی و کریحی در میاد و پاهام که کوتاه شده بود بلند میشودو.... اما من خیال میکردم که اینا همش توهم هست اما یک روزی که بازاین کارو کردم یکی ازدوستام منو دید و بهم گفت که فلانی قیافت چقدر زشت شده و یک نفر دیگه هم گفت پاهات کوتاه شده. من واقعا از این کار بدم میاد و مشکلاتی رو برام پیش میاره. که اعصابم تا چند وقت به هم میریزه. لطفا منو راهنمایی کنید که این کارو ترک کنم که واقعا کار احمقانه ایه جواب منو به اسم سامان بدهید و ایدی من محفوظ بماند
پاسخ ما:
هرچند قبل از اظهار نظر نهايي به اخذ شرح حال كامل تري نياز است، بنظر ميرسد علائم بيان شده توسط اين دوست ما در حوضه مشكلات تحت عنوان Body Dysmorphic Image يا "اختلال ادراك جسمي" قرار ميگيرد. در اين گونه اختلالات فرد دچار احساس منفي و ناخوشايندي نسبت به اجزاي بدن خود ميشود. شايعتر ترين نواحي احساس نگراني نسبت به پوست و مو و بيني است اما ميتواند شامل هر نقطه ديگران بدن وي نيز شود. در اين مورد اين دوست ما دچار احساس زشتي صورت و كوتاه شدن پاها ميشود كه چندان شايع نيست. نكته بسيار جالب در اين نمونه حاد بودن و تشديد ناگهاني اين علائم به دنبال خودارضايي است كه خود من تابجال چيزي به اين صورت نديده و نشنيده بودم. هرچند در فرهنگ ما خودارضايي همواره همراه با باورهاي منفي و شايعات زياد در مورد بروز بيماريهاي مختلف ناشي از آن است، تاكنون نشنيده بوديم كه فردي به دنبال خودارضايي دچار افكاري در حد باورهاي جدي اين گونه در مورد بدن خود شود. بروز اين احساسات - همانطور كه اين دوستمان نيز به آن اشاره كرده اند- منجر به احتراز از موقعيت هاي خاص و اختلال در عملكرد اجتماعي و اقتصادي فرد ميشود.
خوشبختانه در اين مورد ظاهراً علائم جنبه كوتاه مدتي داشته و چنين احساساتي طي مدت چند روز فروكش ميكند و همانطور كه گفته شد ارتباط بارز بروز علائم با خودارضايي است كه روي هم رفته پيش آگهي اختلال زياد بد نيست و به احتمال زياد با درمان مناسب ميتوان احتمال بهبود علائم را داشت.
درمان چنين مواردي امروزه شامل درمانهاي دارويي شامل داروهاي افزايش دهنده سطح سروتونين مغز يا SSRI ها و درمانهاي غيردارويي مانند رفتار درماني شناختي يا Cognitive-behavioral Therapy يا به اختصار CBT مي باشد. در اين روش فرد را در شرايط كنترل شده در معرض استرس و واكنشهاي مربوطه قرار ميدهند تا فرد بتدريج توانايي كنترل استرس و تخفيف علائم اضطرابي را بياموزد. از طرف ديگر با تشخيص الگوهاي شناختي آسيب زاي وي سعي ميشود اين الگوهاي شناختي اصلاح شود. مثلاً تصورات فرد راجع به خودارضايي و اينكه خودارضايي حتماً منجر به بروز بيماري خاصي در انسان ميشود.