novinjensi logo1preventionjeld diagnosismejeld treatment
 
novinjensi logo1

 

 

 

 

 

cor top   co
 

تربيت جنسي چه نقشي در زندگي طبيعي ما دارد؟

سوال شما

girl at the tombسلام قبل از همه چيزاز شما به خاطر به وجود آوردن اين سايت ممنونم. من دختري 21 ساله هستم در مورد مسائل جنسي از دوران بلوغ مشكلات زيادي داشتم كه جواب درستي نتونستم براشون پيدا كنم يكي از دلايلش هم رابطه ي بد مادرم در زمان بلوغم با من بود كه دليلش را متوجه نميشدم من يادم مياد حدود 10 سال كه داشتم مادرم هر روز ازم ميخواست كه سينه هام رو نشونش بدم نمي فهميدم براي چي و تا اونجاييكه يادمه حس بدي در من ايجاد مي كرد و باعث شد كه راجع به بدنم و مسايل جنسي بيش از حد حساس بشم. تو سال هاي راهنمايي به شدت راجع بع من عكس العمل نشون ميداد اولين دوره ي پريودم حتي بهم ياد نداد چه طور بايد از نواربهداشتي استفاده كنم.تا حدود دبيرستان پريود نامرتب و با دردهاي خيلي شديد داشتم تا حدي كه بي حال مي شدم و حتما تهوع داشتم بعد ازيه مدت يه سري موهاي ريز روي سينه وشكمم پيدا شد من تا اون وقت هيچ مويي رو بدنم نبود واين خيلي آزارم مي داد حس ميكردم مثل بقيه دخترها نيستم گوشه گير و ناراحت بودم به كتاب خواندن و نوشتن تمايل پيدا كردم قلمو مي گرفتم و هر چي ميومد مي نوشتم بدون فكر كردن بيشتر هم راجع به عشق تقريبا خل شده بودم راجع به موها به مامانم گفتم گفت مهم نيست گذشت تا دانشجو شدم حالا روي تمام تنم موهاي ريز بود و روي سينه و اندام تناسليم موهاي كلفت تا مدتي قبل اصلا روي صورتم مو نداشتم كه حالا با سرعت زياد ميشد بازم مامانم ميخنديد مي گفت مهم نيست تا حدي كه فكر ميكردم حتما خودش كاري كرده كه من اين طور بشم.به پسرها نزديك نميشدم دوست داشتم ارتباط داشته باشم ولي مشكل ارتباطي داشتم يك جورايي زيادي خشك بودم.با خواندن كتاب هاي كوندرا ديدم نسبت به زندگي عوض شد هيچي به نظرم انقدر ارزش نداشت كه خودمو ناراحت كنم اين ديد يه ترم انقدر بهم قدرت داد كه يك ترم با معدل بالا تمام كردم ولي بعد امتحان ها يك مدت كه ديگه كتاب نخوندم دوباره همه چيز از نو. و دوباره كتاب و بي تفاوتي. باز ورونيكاي كوئيلو و اميد.يك جورايي خودمو تربيت مي كردم البته بي ثبات واقعا زندگي نمي كردم رويا مي ديدم.تازگي با پسري آشنا شدم كه بهم ابراز علاقه كرد بهش علاقه مند شدم اولش نفهميدم ولي بعد ديدم وابسته ام بعد فكر موها واين كه من سالمم يا نه يك جور حس گناه در من به وجود آورد رفتم دنبال دكتر و ليزر مامانم قبول نمي كرد به بابام گفتم رفتيم تهران مامانم گفت نه. بالاخره يك جلسه ليزر تو شهر خودم كردم كه همش نگران اين بودم كسي نفهمه دكتر ها گفتن مشكل خاصي نيست تخمدان پلي كيستيكه الان سيپروترون كامپاند مي خورم.ولي من حتي نسبت به اين كه دخترم شك دارم چون نمي دونم اندام تناسلي دخترا دقيقا چه طوريه. ورزش مي كنم خوش هيكلم و پوستم خوبه آرايش مي كنم و خيلي اوقات از ظاهرم راضيم دوستام و ديگران هم ميگن ولي من واقعا گيج شدم تمايلات به شدت دخترونه دارم و وجود اين موها و شكم به جنسيتم از نظر فيزيكي,استرس و افسردگي برام به وجود آورده رابطه ام با اون پسر هم دچار مشكل شده كه وقتي دقيق نگاه مي كنم به خاطر اين مشكل روانيمه گاهي فكر مي كنم اصلا رابطه جنسي براي چي ولي تازگي به اين نتيجه رسيدم كه زندگي طبيعي ادمو از گيج شدن و فكر كردن به چيزهايي كه نتيجه اي ندارن تو اين چند روز زندگي نجات ميده.دلم مي خواد طبيعي باشم لطفا كمكم كنين.

پاسخ ما

دوست عزيز همانطور كه خود شما هم شرح داديد نوع روابط و واكنش هاي پدر و مادر نقش مهمي در پرورش شخصيت و توانايي هاي جنسي ما در آينده بعهده دارد. اين چيزي است كه به اصطلاح خود من ميتوان از آن با عنوان " تربيت جنسي" ياد كرد. درصورت وجود واكنش هاي نامناسب نسبت به تغييرات جسمي و غيرجسمي كه براي ما در فرآيند بلوغ اتفاق مي افتد اين امر منجر به بروز ترسها و تشويشها و تعارضات ناخوشايند و مشكل سازي ميشود كه شما بخوبي بخشي از آن را بازگو كرديد.

براي روشن شدن بحث من هميشه اين مثال را ميزنم. فرض كنيد يك دختربچه و يك مادر در اتاق حضور دارند و يك شب پره وارد اتاق ميشود. ورود شب پره يك اتفاق جديد در زندگي دختر است كه نميداند نسبت به آن چه واكنشي نشان دهد. درصورت حضور مادر بعنوان نزديك ترين الگوي واكنشي او به مادر نگاه ميكند. در اينصورت:

الف- اگر مادر لبخند بزند و با مهرباني به حضور شب پره اشاره كند و با توضيح كوتاهي بگويد: ببين قدر قشنگه! دختر بچه بعد از اين احساس خوبي نسبت به حضور شب پره خواهد داشت.

ب- اگر مادر با فرياد و شيون و داد و بيداد به حضور شب پره اشاره كند و با وحشت و ديوانه وار براي فرار يا كشتن و دور كردن شب پره اقدام كند دختر بچه احساس ناخوشايندي نسبت به حضور شب پره خواهد داشت. اين مسئله ميتواند زمينه ساز بروز ترس مرضي يا فوبي شود كه در آينده منجر به فلج شدن زندگي طبيعي او ميشود چون به هرحال شب پره در محيط اش حضور دارد و اين امر هميشه باعث احساس ترس و نگراني و افسردگي و انزواي و درونگرايي در وي ميشود.

اين عواطف در نتيجه يك واكنش شرطي ساده در ما بوجود مي ايد كه درصورت كنترل آن ميتواند منجر به شكل گيري شخصيتي شاد و خالي از احساس ترس و تشويش و گناه در ما شود. در مورد شما متأسفانه - ظاهراً- مادر شما جزو مادران دسته دوم است كه واكنش شفاف و خوشايندي نسبت به تغييرات جنسي شما در دوران بلوغ نشان نداده است و به اين ترتيب تعارضات دروني نسبت به جنسيت و توانايي هاي جنسي نقش مهمي در اختلال در زندگي طبيعي شما بازي ميكند.

در دانش نوين جنسي درمان اين مشكلات بصورت عمده از سه طريق 1- روانكاوي مختصر و سعي در آگاهي از ريشه تعارضات دروني در كودكي 2- شناخت درماني و سعي در يافتن و برطرف كردن الگوهاي ذهني كه منجر به رفتارهاي ناخوشايند ميشود و 3- رفتار درماني از طريق تجويز تمرين هاي مناسب براي تقويت رفتارهاي جنسي مناسب امكان پذير است. 4- در موارد مناسب نيز ممكن است از دارودرماني براي تسريع بهبود برخي علائمي اضطرابي يا افسردگي يا اختلالات جنسي استفاده كرد. در يكي از نزديك ترين اوقات ممكن بصورت حضوري سري به ما بزنيد تا پس از اخذ شرح حال كامل در مورد نوع درمان مناسب و نحوه شروع و ادامه آن تصميم گيري كنيم.

در مورد موهاي زائد نيز نگران نباشيد خوشبختانه خود من فرد متبحري را براي برطرف كردن موهاي زائد صورت و سينه شما با استفاده از الكتروليز مي شناسم كه نگراني هاي شما را در اين زمينه برطرف ميكند. موفق باشيد

سوال شما

ممنون كه انقدر سريع جواب دادين.ميشه لطفا بگين چه طور بايد با شما براي مشاوره ي حضوري تماس بگيرم ؟ در ضمن رابطه ام با پسري كه تو ميل قبلي اشاره كردم پيچيده شده و من چون راجع به خودم اطمينان ندارم نميتونم درست مسائل رو تحليل كنم دچار مشكل شدم بهش علاقه دارم,راحت با هم حرف مي زنيم هم رشته ايمه تا جايي كه متوجه شدم من تنها ادميم كه راحت باهاش حرف مي زنه خوب منم همين حس را دارم. ولي يك دفعه وقتي احساس مي كنم به عنوان يك دختر بهم توجه مي كنه دلش مي خواد بهم نزديك بشه موضع مي گيرم كه بعد واقعا پشيمون ميشم نمي دونم چه طور رفتار كنم تازگي كمتر توجه نشون ميده زنگ نميزنه خبر نمي گيره مگه اينكه من خودم تماس بگيرم اون موقع بهم توجه نشون ميده. از اينكه اون ديگه تماس نميگيره واقعا ناراحتم دلم نمي خواست اينطور بشه حس ميكنم واقعا اذيتش ميكردم ولي خودم متوجه نبودم.با توجه به اين كه نميدونم كي امكان مشاوره حضوري با شما هست و اين موضوع ازار دهنده شده لطفا راهنمايي كنين چه كار كنم؟سعي كنم رابطه ام را با ايشون حفظ كنم يا دست نگه دارم تا حضورا شما راهنمايي كنين تا مشكل اصلي حل بشه, هر چند باعث قطع رابطمون شه چون من واقعا احساس مي كنم رابطمون غير عادي شده در عين حال هم من بهش علاقه دارم و هم اون به من. تمايل دارم اين رابطه قطع نشه و از يك طرفم ميبينم مهارت حفظش را ندارم. شما چي پيشنهاد ميكنين بهتره دست نگه دارم يا راهي هست كه بتونم درست برخورد كنم؟

در ضمن روي صورتم موي زبري نيست در واقع در پوشش رايج مملكت اصلا مشخص نيست مويي روي بدن من هست يكي از دلايل احساس بدي هم كه دارم همينه چون چون حداكثر گردن ما مشخصه كه خوب با اسلاح صورت تا نزديك سينه ها مويي كه مشخص باشه نيست و وقتي اين موها رو ميبينم واقعا حس بدي راجع به خودم پيدا ميكنم و كلا بهم ميريزم و خودم مي دونم هر وقت اين موضوع واسم يك دفعه مهم ميشه روحيه ام به كلي عوض ميشه اعتماد به نفسم را از دست ميدم و خوب روي برخوردام تاثير ميگذاره.نمي خواهم حاشيه برم فكر ميكنم من با ظاهر فعليم گولش ميزنم در حاليكه اين نيستم

پاسخ ما

با دروود
بنظرم بهتر است براي شان توضيح دهيد كه فكر ميكنيد دچار احساس تعارض نسبت به موضوع جنسيت و رابطه جنسي هستيد و اينكه دوست نداريد اين مسئله باعث تخريب رابطه دوطرفه شما شود. توضيح دهيد كه تصميم گرفته ايد در فرصت مناسب براي بررسي و امكان حل آن به پزشك مراجعه كنيد و از ايشان هم بخواهيد درصورت لزوم به شما كمك كنند. قطعاً يك توضيح ساد و مناسب فرصت خواستن براي ايجاد تغييرات مورد نياز بهترين كاري است كه در حال حاضر ميتوانيد بكنيد. براي ملاقات من هم ميتوانيد به دفتر تهران يا كرج ما مراجعه كنيد
http://www.novin-jensi.com/visit%20me.htm
موفق باشيد

sp
image spacer image

 

 
bottom
نحوه تهيه كتابهاآشنايي با ما