novinjensi logo1preventionjeld diagnosismejeld treatment
 
novinjensi logo1

 

 

 

 

 

cor top   co
 

 

بن بست رابطه جنسي: آري يا نه؟

سوال شما
سلام آقای دکتر شیر محمدی . پسری 25  ساله از تهران هستم . دانشجوی فوق لیسانس عمران . امیدوارم سلامت باشید . چند وقت قبل از سایتتون بازدید کردم به نظرم اومد سوالم رو با شما در میون بگذارم . در نگاه اول شاید سوالم تکراری باشه ، آره همون خودارضائی مشکل شایع بین جوانان، اما من مسئله م چیز دیگه ای هست. راستش من خودارضائی رو به عنوان بخشی از زندگی م پذیرفتم و در مورد این خزعبلاتی که در موردش میگن به خصوص حرفهای یه قشر سنتي سطحی نگر و یه عده روانشناس وابسته به افكار سنتي که جز این چیزی نمی تونن بگن تحقیق کردم و متوجه شدم 90 % حرفهاشون پایه و اساس علمی نداره. راستش من تصمیم دارم بعد از طی دوره سربازی برای اقامت خارج از کشور اقدام کنم و برای همیشه از این مملکت برم. به دلیل محیط نامناسب خانوادگی و جرو بحثهای دائمی که بین پدر و بن بستمادرم بود تقریباً از زندگی زناشوئی دل زده شدم و فکر می کنم حداقل تا 30 سالگی تصمیمی برای ازدواج ندارم به خصوص که نمیخوام قبل از اقدام برای مهاجرت خودم رو درگیر یک رابطه عاطفی کرده باشم و مطمئنم اگر ازدواج کنم کارم برای مهاجرت بدجور گره میخوره، اما صحبتم رو کوتاه می کنم و میرم سر اصل مطلب. راستش حس می کنم سکس در زندگی من مسئله ای اصلی و حیاتیه. مثل یه فرد غربی که نیاز داره تا هر دو هفته یا ماهی یه بار با یه پارتنر اعم از همسر ، دوست دختر ،  فاحشه و ... سکس داشته باشه این نیاز در من هم ایجاد میشه و وقتی که این امکان وجود نداره من به سمت خودارضائی میرم و باید ذکر کنم خودارضائی م رو به شکل یه سکس واقعی انجام میدم یعنی تمام مراحل رو با پارتنر خیالی م شبیه سازی می کنم از نظر عوارض خودارضائی تا حالا به مشکلاتی که به عنوان عارضه برای خودارضائی ذکر می کنن برنخوردم یا حداقل می تونم بگم مشکلی حس نکردم. اما مشکل اصلی من اینه كه چند وقتیه دیگه خودارضائی مثل سابق من رو ارضا نمیکنه و مثل شاگردی که در یک کلاس قبول شده و میخواد به کلاس بالاتر بره حس می کنم منم باید تجربه جنسی م رو آپدیت کنم و یه آمادگی برای انجام سکس واقعی در خودم احساس می کنم. حالا میخوام نظر شما رو بدونم آیا من باید این حس رو جدی بگیرم و مجدانه برم دنبال جور کردن یه شریک جنسی یا نه این یه حس کاذبه؟ از بدشانسی ذاتاً آدم محافظه کاری هستم و در محدود روابطی که با دخترها داشتم که اون هم در محیط دانشگاهی بود روابطم به روابط کاری و درسی محدود بود و هیچ وقت سعی نکردم برای اون بعد قضیه تلاش کنم . رفقایی دارم که به من میگن بالاخره باید از یک جا شروع کرد و تجربه حداقل یه بار رو ضروری میدونن اما من حس می کنم خیلی محافظه کارم و با این که در مورد سکس و جزئیات اون و انواع تکنیک ها در حد دکترا کتاب و مقاله خوندم و فیلم دیدم اما از این می ترسم که خودم رو تو دردسر بندازم به خصوص از مقوله بیماری های مقاربتی و امکان بیخ پیدا کردن قضیه و منتج شدن به ازدواج می ترسم. یه مدتی با یه همکلاسی دختر دانشگاهیم رابطه ای عاطفی داشتم و تلاش کردم رابطه رو به اون سمت بکشونم اما بعداً دیدم کاری که می کنم هم نامردیه هم این که خطر منتج شدن به یه ازدواج ناخواسته و از روی جوزدگی در میون بود که باعث از بین رفتن آرزوهام برای مهاجرت میشد به همین خاطر به کلی دورشو خط کشیدم. راستش من زیاد با ازدواج رابطه خوبی ندارم هم به دلیل تجربه زندگی زناشوئی ناموفق پدر و مادرم و هم این که حس می کنم ازدواج به شکل فعلی در جامعه ما کارکرد خودش رو از دست داده و به دلیل علاقه ای که به استیل زندگی غربی داشتم متوجه شدم من نمی تونم با هنجارها و سبک زندگی سنتی جامعه خودمون کنار بیام و چاره رو در پیش گرفتن راه مهاجرت دیدم. هر چند رفقام میگن به دلیل نوع ازادی که در غرب وجود داره اگه نتونم از نظر جنسی اینجا خودمو ارضا کنم و یه دفعه با تشنگی جنسی که دارم وارد محیط غرب بشم مشکلاتم چندین برابر میشه. الته من آدم لامذهبی نیستم و نمیخوام زندگی یه دختر دم بخت رو خراب کنم اما از طرفی اینی که این پائین وصله رو هم نمی تونم ببرم بندازم دور واین بلاتکلیفی بدجوری منو آزار میده به خصوص رفقایی دارم که در این زمینه بسیار موفق هستند و سکس داشتن براشون مثل خوردن یه لیوان آب می مونه اما هیچ وقت سعی نکردم از این لحاظ به اونا نزدیک بشم شايد یه جورایی کسر شأن خودم می دونستم. از نظر خلق و خو بخصوص مزاج جنسی آدم گرم مزاج و کاریزماتیکی هستم و در تجربه هایی که داشتم متوجه شدم قابلیت جذب جنس مخالف به خودم در من بسیار قوی هست و شاهد این ماجرا اینه که در دوره دانشگاه شاید بیش از هر پسر دیگه بیشتر همکلاسی های دختر رو به خودم جذب می کردم اما در مورد دوستی های خارج از محیط دانشگاه و تجربه های شخصی یکی از ناموفق ترین افراد بین رفقام بودم. یه بار رفیقم به من گفت این چیزی نیست که ما به ت یاد بدیم باید خودت بری توش تجربه کنی یک بزنی دو تا بخوری تا گوشی دستت بیاد اما متاسفانه من همون جرات اولیه رو در این زمینه ندارم و از این بابت خودم رو سرزنش می کنم. آقای دکتر می دونم سوالم رو واضح مطرح نکردم اما همین قدر که این حرفها رو به یه نفر گفتم واسه م کافیه. من امسال احتمالاً فوق لیسانس تهران قبولم انشالله بتونم یه بار حضوری کرج خدمتتون برسم و هم صحبتی خصوص با شما داشته باشم و هم کتابهاتون رو تهیه کنم. موفق باشید. دوستدار شما هامون.

پاسخ ما:
دوست عزيز حرف هاي شما پژواك روشن وضعيت نسل حاضر ماست كه با نگراني هاي كم و بيش مشترك در برزخ گذشته پرستي و نوگرايي و نيازهاي امروز و هميشه انسان سرگردان شده اند. براي درك بهتر و جستجوي راه چاره بهتر است خلاصه اي از اين وضع را بررسي كنيم:
1. خانواده از هم پاشيده و سست و ناتوان كه با وجود تظاهر به معلومات و دانايي و تجربه و توانايي، بتدريج ارتباط اش با نسل بعد قطع شده است و در بن بست رفتار و پندار نادرست خود رو به نابودي است. اين نسل در تلاش مضحكي براي زايش، بر آن است تا خوشبختي ناداشته خود را به نسل بعدي منتقل كند.
2.  فشار بي امان گذشته پرستي و خرافه پرستي در لباس مذهب و دانش براي تداوم رفتار و پندار منحرف كه ناتوان از برآوردن نيازهاي امروز و هميشه انسان است. البته سنت نه با نام سنت كه به نام مذهب و خرافه نه با نام خرافه كه با نام دانش خود را معرفي كرده و بر تخت برتري و مهتري و پيامبري تكيه زده است.
3. نسلي كه براي رسيدن به سرزمين موعود خوشبختي بين ماندن و جنگيدن و يا رفتن و گريختن سرگردان است. نه رسم جنگاوري ميداند و نه پاي گريختن دارد. گاه اين ميكند و از آبله راه و زخم بيگانه مي نالد و گاه آن و از نوازش خنجر خودي از پاي مي افتد.

و اين ها و چيزهايي غير از اين. اما من هم همانند شما قصه كوتاه ميكنم و بگذاريد برويم سر اصل مطلب. بحث بر سر نياز جنسي است. نسل ما نيز همانند تمام انسان ها با مسئله برآوردن نياز جنسي روبروست و در اين راه نگراني هايي دارد كه گاه اين درخواست ساده را به پرسش پيچيده اي بدل كرده است:
1. اخلاق: پرسش از جايگاه درستي اين و آن در يك رابطه عاطفي- جنسي. آيا شراكت در درگير شدن يك نفر ديگر در اين رابطه او را مستعد آسيب هاي پيش بيني نشده كرده است؟ در اين داد و ستد چه كسي زيان ميكند و چه كسي سود؟ مبادا در اين ميان لذت از آن يكي و درد از آن ديگري باشد؟
2. سلامت: نگراني از انتقال بيماري هاي مسري چون ايدز، سوزاك، سيفيليس، هپاتيت، تب خال، كانديلوما و ديگر عوامل عفوني كه سلامت و زندگي ما را تهديد ميكنند.
3. ازدواج: سنت در مورد رابطه جنسي در كلمه ازدواج تداعي ميشود. در اين صورت مبادا چون مگسي در دام اين عنكبوت پير گرفتار شويم و آرزو براي رسيدن به سرزمين خوشبختي را براي هميشه به گور ببريم؟ به اين ترتيب ازدواج به مفهوم ترسناك و مبهمي بدل ميشود كه هميشه در هراس درگير شدن با آنيم.

مي بينيد كه در اين ميانه جنگي برپاست و همچون ديگر نبردها براي اينكه با همه آن كاريزما تن به اين همه محافظه كاري ندهيم ابتدا بايد دوست و دشمن را از هم بشناسيم و اين كنيم كه ميگويم:
1. پيش از اين – همين جا و جاي ديگر هم- گفته ام كه در اين ميان، دو دشمن بزرگ ما گذشته پرستي و خرافه پرستي و اما دو دوست بزرگ ما مذهب و دانش است. ما به كمك اين دو دوست بايد بر آن دو دشمن بزرگ غلبه كنيم. مشكل از آنجا شروع ميشود كه دشمن در لباس دوست درآمده و ما را از دوستانمان جدا كرده است. چاره باز كردن چشم ها و گوش ها و شناخت اين از آن است. پيش از اين هم در مقالات گوناگون گفتم كه اتفاقاً مذهب اسلام و بخصوص شريعت شيعي با وجود كهنگي – بخاطر سادگي و انعطاف پذيري شگفتي برانگيز آن- هيچ تعارضي با برآوردن نيازهاي انساني بخصوص نيازهاي جنسي ندارد. از نظر اسلام داشتن رابطه عاطفي- جنسي سالم و ارضاء كننده حق هر انسان است و با حداكثر سادگي و راحتي ممكن با اين مسئله برخورد كرده است. اين كمك ميكند كه از اخلاقي بودن كاري كه ميكنيم بهتر اطمينان حاصل كنيم. از اين لحاظ داشتن "دوست دختر شرعي" هرچند مفهوم متعارض و شايد خنده داري بنظر برسد اما تناقضي با اسلام شيعي ندارد. (هرچند ممكن است با سنت داشته باشد).
2. اما آن دوست بزرگ ديگر، دانش و در اين مورد دانش نوين جنسي است كه با مراجعه به آن ميتوان با تمام خرافه هايي كه شما به قسمت كوچكي از آن اشاره كرديد مقابله كرد. سايت دانش نوين جنسي و كتابهاي تشخيص و درمان و پيشگيري از اختلالات جنسي مهمترين سلاح براي بهره گيري در اين راه است.
اكنون در پاسخ به اين سوال مهم كه در مورد نياز جنسي چه بايد بكنيم؟ پاسخ ما روشن است: برآوردن نيازهاي جنسي از همين اكنون حق مسلم هر انسان است. با افزايش دانش و مهارتها و اعتماد به نفس و نگرشي متفاوت به زندگي ميتوانيم به برآوردن درست اين نياز كمك كنيم. ماندن و مقاومت در مقابل پندارها و رفتارهاي باطل (در مقابل گريختن و مهاجرت به سرزمين ناشناخته اي به اسم غرب)، تن ندادن به آيين و رسومات منحرف سنتي كه به اسم مراسم و آيين ازدواج مانع بزرگي بر سر راه شكل گيري يك رابطه عاطفي جنسي ارضاء كننده است (در مقابل مراسم ساده و جذاب و قابل مفهم مذهبي كه تسهيل كننده اين رابطه است)، شروع كار مناسب و انتخاب جفت مناسب كه بخصوص بتواند در اين زمينه همراه و يار تواناي خوبي براي پيشرفت هاي اقتصادي ما باشد (در مقابل جفتي كه بدون داشتن برنامه منطقي فقط به نيازهاي مالي و توقعات روزافزون خود فكر ميكند)، توجه به دستورات بهداشت جنسي ساده براي داشتن روابط جنسي سالم مثل به همراه داشتن و استفاده از كاندوم و يا قرصهاي ضدبارداري حين نزديكي، راهكارهاي عملي و ممكن براي كاهش آن محافظه كاري و استفاده از آن كاريزما براي ارضاء نيازهاي عاطفي جنسي انساني است. يادتان باشد كه داشتن رابطه عاطفي جنسي ارضاء كننده حق مسلم ماست و به همان اندازه كه دولت محترم امروز انرژي هسته اي را حق مسلم خود ميداند و بر سر آن با تمام دنيا به نبرد برخواسته است اين پايداري را بايد از آنان آموخت و – با دانش و اعتماد به نفس كافي -  تا گرفتن حق تان با هركه نادانسته بر سر اين راه ايستاده است جنگيد. مطمئن باشيد كه دانش نوين جنسي در اين راه شما را تنها نخواهد گذاشت! بطور خلاصه: دوست من! كار و جفت دلخواه خود را انتخاب كنيد. از زندگي اكنون خود لذت ببريد و مثل هميشه در يك كلمه شجاع باشيد!

به اين صفحات هم سر بزنيد: 1 2 3 4

sp
image spacer image

 

 
bottom
نحوه تهيه كتابهاآشنايي با ما