باطبی و عصر جدید!

چاپلین
این روزها بعد از مصاحبه تلویزیونی احمدباطبی- با کلی ابراز احساسات قلبی از سوی آقای نوری زاده!- در صدای آمریکا توجه ها دوباره به سوی او جلب شده. راست اش هر موقع اسم ایشون میاد بی اختیار یاد چارلی چاپلین در فیلم کمدی تراژیک عصر جدید می افتم. منظورم اون صحنه ای است که یه پرچم قرمز (برای اعلان خطر عدم برخورد ماشین عقبی با لوازم اضافه) از پشت وانت می افته پایین و چارلی پرچم رو ور میداره و میدوئه دنبال ماشین. وقتی کارگرهای بی کار دنبالش می افتند و پلیس دستگیرش میکنه واقعاً نمی فهمه چه اتفاقی افتاده؟! چارلی بیچاره بدون اینکه خودش بخواد تبدیل شده بود به نماد مقاومت طبقه کارگر بر علیه رژیم سرمایه داری!

اتفاقی رفتن به کوی دانشگاه و قاطی یه درگیری ناخواسته شدن و برداشتن یه پیراهن خونی و عکس گرفتن یه عکاس و چاپ شدن عکس پشت مجله آمریکایی و محکوم شدن به اعدام و سالها زندان و مصاحبه با صدای آمریکا و تبدیل شدن به نماد مقاومت دانشجویی؟! واقعاً نمیتونم باور کنم که همه این اتفاقات تو یه فیلم کمدی اتفاق نیافتاده و حقیقی بوده! چیز دیگه ای که نمیدونم اینه که بخندم یا گریه کنم؟!
تبصره: در ضمن یاد یه چیز دیگه هم می افتم. یه صحنه از فیلم “چنگال گربه” هارول لوید. اگه یادتون باشه تو اون فیلم هارول لوید سعی میکنه به یه روش چینی قدیمی از جنایتکارهای شهر نیویورک اعتراف بگیره. وقتی پلیس ها دارن بزرگ ترین جنایتکارهای نیویورک رو با خودشون داخل ماشین می برند یه کفاش سیاه بدشانس برای گرفتن پولش همراه اونها می آد و ناخواسته کنار دار و داسته نیویورکی ها بازداشت میشه. این بدبخت هرچی داد میزنه: “آقایون ببخشید من جزو این آقایون نیستم!” کسی گوش به حرفش نمیده و فکر کنم آخرش مجبور میشه همراه بقیه به همه جنایت های نکرده اش اعتراف کنه!

پاسخی بنویسید