قصه آنتراکس و پروفسور دیوانه!
- ۰۵/۱۳/۸۷
- عمومي
- Digg
- Del.icio.us
انتشار خبر خودکشی یکی از دانشمندان مرکز تحقیقاتی Fort Detrick که مربوط به ارتش بود به نام دکتر Bruce E. Ivins همه رو شوکه کرد. این از اون خبرهاست که فقط تو دنیای فیلم ها و قصه های وهمناک هالیوود باهاش برخورد کردیم. اف بی آی الان ۷ سال دنبال پیدا کردن عامل فرستادن نامه های آلوده به واکسن آنتراکس یا همون سیاه زخم بود که بعد از فاجعه ۱۱ سپتامبر یه بار دیگه کل آمریکا رو تکون داد. یه نفر نامه های آلوده به پودر هاگ سیاه زخم رو به این ور و اون فرستاد و ۵ نفر سر این قضیه کشته شدند. تا سال پیش اف بی آی به یکی از همکارهای این بابا مظنون بود که بالاخره تبرئه شد و ۵ میلیون دلار هم غرامت دریافت کرد. از قرار خبر الان یک سال بود که شروع کرده بودند به این بابا گیر داده بودند تا یه ماه پیش که از کار برکنار شده بود و قرار بود بفرستن اش تیمارستان برای بررسی بیشتر. یه دوست دختر سابق هم میخواست در مورد دیوونه بازی هاش و افکار عجب وجق اش برای کشتن مردم شهادت بده. وکیل اش میگه اون بیگناه و فقط بخاطر فشارهای بی امان پلیس و اطرافیان دست به این کار زده. این دانشمند برجسته سالها روی واکسن مخصوص آلودگی به سیاه زخم ناشی از مخلوط انواع سوش های میکربی تحقیق میکرده. هنوز یه عکس درست حسابی از دکتر برجسته ارتش روی وب سایت ها نیومده.
بعد از رحلت این مرحوم دختر خانم روانپزشک اش هم در یک اقدام متحورانه فرمودند که ایشون خیلی آدم اخی بوده و این خانم خیلی ازش میترسیده (معلوم نیست ایشون قبلا کجا بوده که شهادت بده؟) به ادعای ایشون نظر چندتا روانپزشک بزرگ دیگه هم این بوده که ایشون یه دیوونه اساسی تشریف داشتند و و حالا که خودشون رو با سم Tylonel دستی دستی اعدام کردند دیگه شکی نیست که مسئولیت مرگ و پخش سم سیاه زخم با ایشونه.
راستش با دیدن این خبر یاد یه واقعه مشابه تو ایران خودمون افتادم که بعد از خودکشی یه نفر همه کاسه کوزه ها کلهم اجمعین سر ایشون خورد شد و طبق معمول فیلم های پلیسی پرونده مختومه اعلام شد. البته تو اینجور موارد وقتی پلیس اون هم پلیس فدرال قراره به یه نفر گیر بده و از طرف دیگه هم بدجوری به یه مظنون دسته اول آماده خودکشی نیاز است که همه کاسه کوزه ها بصورت اصولی سرش خورد بشه آخر کار از اول معلومه. پشت اش هم کلی رئیس پلیس و روانپزشک و یه عالمه آدم کشته مرده مصاحبه با روزنامه ها مصاحبه بدن و از آخرین اصرار پشت پرده مرحوم پرده برداری کنند. تازه هنوز اول عشقه و سر و کله رمان نویس ها و فیلمنامه نویس ها و فیلم سازها پیدا نشده و اون ها یکی یکی زنبیل گذاشتند که به موقع مثل کرکس های کار کشته از جسد مرحوم به فیض اکمل برسند. به هرحال ما که بخیل نیستیم نوش جون شون. هرچی نباشه هنر همینجوری ها بوده که پیشرفت کرده دیگه!
راستی عزیز نسین یه داستان داره که یه دیوونه از تیمارستان فرار میکنه و تو رادیو خبرش پخش میشه که یه دیوونه با این سن این رنگ مو این رنگ چشم این پیرهن این شلوار این کفش فرار کرده از تمام افراد درخواست میشه درصورت مشاهده فردی با ظاهر عجیب غریب با این مشخصات اون رو به نزدیک ترین کلانتری تحویل بدن. نتیجه این میشه که ظرف ۲۴ ساعت یازده هزار نفر تحویل کلانتری های تمام کشور میشن! شما هم اگه در این رابطه خبر دست اولی دارید حتما اف بی آی رو تو جریان بذارید.
پاسخی بنویسید
شما باید وارد شوید برای پاسخ دادن