عطر: داستان یک قاتل در MBCpersia

عطر

چندی پیش فیلمی به نام “عطر: داستان یک قاتل” در ام بی سی فارسی پخش شد که ابعاد مختلف اش بیننده را حیرت زده در پای تلویزیون میخکوب میکرد.
اولین مسئله شگفتی ساز خود اختصاص یافتن فیلمی به موضوع عطر و و قدرت بویایی انسانی است. در واقع در قیاس با شنیدن و گفتن، بویایی از جمله حواس درجه دوم انسان است که اهمیت کمتری برای آن قایل بوده است. بطوریکه با وجود پیشرفت های حیرت انگیز امروزی در حفظ و انتقال سریع صدا و تصویر، چنین امکانی برای انتقال عطر و بو وجود نداشته است. خود اینکه فیلمی به موضوع اختصاصی عطر و بو و روایت داستان پرکشش و در عین حال کاملاً فلسفی در این مورد بپردازد امری است که نه تنها در مورد بو که در مورد دیگر حواس پنجگانه حتی شنیدن و گفتن نیز بی سابقه است.
گذشته از این ساختار بصری و روایی فیلم به قطع آن را در کنار یکی از منحصر به فردترین محصولات تاریخ سینما قرار میدهد. در واقع در نگاه به گذشته گاهی به فیلم هایی برخورد میکنیم که با وجود ساختار استوار و پیچیده و منحصر به فرد بصری- روایی جایگاهی در خور لیاقت شان در میان مجلات و کتب فیلم شناسی و خواص علاقمند به سینما نیافته است. قطعاً در کنار فیلم هایی چون “دری در کف”، “قلم پرها” و “سوته دلان”، فیلم “عطر: داستان یک قاتل” نیز در این جایگاه قرار خواهد داشت.
فیلم بر اساس داستانی از نویسنده آلمانی “Patrick Süskind” -منتشر به سال ۱۹۸۵- توسط کارگردان آلمانی فیلم غیرمتعارف “بدو لولا بدو” آقای Tom Tykwer ساخته شده است و قصه مرد منفور اما خارق العاده ای به نام گرنویل (به فرانسه به معنی قورباغه) است که در یک محله کثیف پاریس از فاحشه ای زاده شده و به نواخانه ای سپرده میشود. بی نیازی به عشق و پذیرش غیرطبیعی نفرت دیگران و عدم واکنش خشم آلود به آن محور عجیب شخصیت این پسر را تشکیل میدهد.

او به زودی متوجه استعداد باور نکردنی در درک و دنبال کردن بوها میشود. در واقع تنها مسئله و حتی هدف مهم در زندگی او درک و در نهایت در اختیار گرفتن تسلط مطلق بر تمام بوها در جهان است. در ابتدای کودکی او را از سوی زن صاحب نواخانه به مرد تنومند و بدخلق صاحب یک دباغی می فروشند تا برای امرار معاش روزانه اش به سختی کار کند. مردی که از کتک زدن او برای کار کشیدن بیشتر به هیچ وجه ابایی ندارد. روزی در بازار عطر آلوی یک دختر فروشنده او را به سمت خود جلب میکند. او دخترک را تعقیب میکند و در خلوت دخترک فقیر بی توجه به وحشت ناگهانی دخترک به او نزدیک میشود. وقتی دهانش را می بندد تا از فریاد کشیدنش تا عبور دو پلیس از آن حوالی جلوگیری کند به ناگهان متوجه خفه شدن او می شود. این اولین باری است که عطر منجر به قتل دختری به دست او شده است.

عطر

گرنویل (با بازی بن ویشاو) با سماجت فراوان در نشان دادن توانایی هایش به جوزپه بالدینی (با بازی داستین هافمن) یک سازنده مشهور اما پیر و از رمق افتاده پاریس موفق میشود بساط اش را از مغازه دباغی به عطر فروشی او منتقل کند. استعداد و توانایی بی پایان وی باعث میشود ثروت و بخت بار دیگر به این پیرمرد از رمق افتاده رو کند. اما گرنویل به ثروت بی توجه است. تمام آنچه ذهن وی را مشغول داشته توانایی حفظ و نگهداری تمام عطرها و بوهای دور و برش است. او توسط بالدینی پیر با روش تقطیر گیاهان برای گرفتن عطرشان آشنا میشود با تقلید از این روش سعی میکند بوی یک گربه را بدست آورد و نگهداری کند. جوشاندن گربه زنده اولین قتل یک موجود زنده در راه هدف مقدس تمام زندگی اش است. اولین نشانه نوع رفتار قاتل بی احساسی که برای حفظ زیبایی از قربانی کردن هیچ چیز روی گردان نیست.
گرنویل -از زبان بالدینی - به زودی متوجه میشود که تمام بوهای جهان از ۱۲ عنصر ابتدایی تشکیل شده که دوازدهمین عنصر آن همچون کیمیایی هنوز بدست انسان نرسیده است. او برای یافتن این ۱۲ عنصر راهی منطقه نمادین گراس میشود و در راه ترجیح میدهد مدت زیادی را داخل غاری بگذراند. در آنجا متوجه یکی از مهترین رازهای زندگی اش میشود: اینکه خود بویی ندارد.
گرنویل صبح دمی با شنیدن عطر زنی-لورا دختر آنتونی ریچی از مردان متمول و پرنفوذ شهر مونت پولیر میشود. در آنجا با قتل های پی در پی دختران زیبا و سرشناس شهر به تمام عناصر مورد نظرش بجز عنصر آخر میرسد. تنها دختر باقی مانده مورد نظرش که هنوز زنده است لوراست که در نهایت سراسیمه همراه پدر از شهر میگریزند. اما قاتل بی احساس صبح زود از فرار طعمه اش باخبر میشود و از روی بو رد لورای زیبارو تا قلعه ستبر محافظ اش را میگیرد. او نیز به سرنوشت دیگران دچار میشود و در نهایت گرنویل به آنچه در زندگی ارزویش را داشته رسیده است.
راز قاتل بر ملا میشود و قرار است صبح فردا به طرز فجیعی در مقابل چشم همگان گردن زده شود. در واقع فیلم از شب قبل از اعدام وی و بصورت نمای بازگشت به گذشته شروع میشود. صبح روز اعدام گرنویل با مخلوط کردن ۱۲ عنصر به عطر بهشتی مورد نظرش دست می یابد. با مالش قطره کوچکی از این عطر بناگاه او از یک قاتل زنجیره ای به پیامبر لطف و رحمت و فرشته ای از سوی خداوند در نظر مردم مبدل میشود. فردا فرد بی گناه دیگری در مقابل این قتل ها محاکمه و اعدام میشود.
گرنویل به محله زادگاه اش برمیگردد. آنگاه متوجه می شود که آن نقص بزرگ و همیشه آزاردهنده در زندگی اش ناتوانی ذاتی در دوست داشتن و دوست داشته شدن است. او در مقابل اراذل و اوباش محله ای که خود زمانی جزئی از آن بوده تمام شیشه عطر را روی خود خالی میکند و در دم توسط آنان خورده میشود. این پایان زندگی است که سالها پیش از آن شروع شده است.
البته روایت واقعی بصری بسیار بسیار مفصل تر از این خلاصه است و لایه های فلسفی و سوال برانگیز و فضاسازی خارق العاده فیلم بوجود آورنده چالشهای فکری و فلسفی و حسی فراتر از آن است که اصولاً روی صفحه کاغذ بیان شود. قطعاً مخلوق شگفت آور از خالقان شگفت آورش و حال و هوای بخصوص آنها در نوشتن داستان و فیلمنامه و ساخت فیلم حکایت میکند. فیلم محصول سال ۲۰۰۶ با سرمایه حدود ۶۰ میلیون دلار است که در خود اروپا بیش از ۱۰۰ میلیون دلار فروش داشته است و بخاطر فضای غیرمتعارف اش تنها بصورت محدود در آمریکا به نمایش درآمد
دیدن این فیلم را به تمام دوستداران دیدن یک فیلم هیجان انگیز و غیرمتعارف حتماً پیشنهاد میکنیم.

۲ Responses to “عطر: داستان یک قاتل در MBCpersia”

  1. به فیلم بسیار خاصی اشاره کردید، فیلمنامه فوق العاده، فضاسازی بسیار خاص این فیلم و بخصوص بازی هنرپیشه نقش گرنویل واقعا فوق تصوره و عجیب اینه که خیلی از دوستان فیلم باز ما هم اطلاعاتی از این فیلم ندارن، احتمالا همون قضیه اروپایی بودن فیلم باعث مهجور موندنش تو اینجا شده، توصیه میکنم فیلم بازها حتما این فیلمو ببینن و آرشیو کنن.

  2. این هم یه توصیه بجااز آرش خان. با سایتی هم که معرفی کردند معلومه خیلی خوش سلیقه هستند!

پاسخی بنویسید