windtalkers در MBC2
- ۰۵/۳۰/۸۷
- MBC
- Digg
- Del.icio.us

اگر شما را در حال تماشای بار چندم یک فیلم اکشن نفس گیر با حضور هنرپیشه معروف هالیوود به ضرب دگنگ از پای تلویزیون کشیدند کنار و بردند بیرون شک نکنید که در حال تماشای یکی دیگر از کارهای خارق العاده جان وو بوده اید.
به بهانه پخش مجدد “رمزگویان” (محصول ۲۰۰۲ میلادی) با شرکت نیکلاس کیج از شبکه ام بی سی دو دوست داشتم به کارهای او بعنوان یکی از ماندگارترین کارگردانان تاریخ سینمای -بخصوص صنعتی- آمریکا و آسیا اشاره کنم.
فیلمی چون “face-off” (که در ۱۹۹۷ فقط ۴ سال پس از پا گذاشتن او به خاک آمریکا ساخته شد) بقولی اکنون بعنوان فیلمی کلاسیک از تاریخ سینما در مدارس و آموزشگاه سینمایی تحسین و تدریس میشود. “هدف سخت” (۱۹۹۳) از ژان کلود فون دام و “تیر شکسته” با حضور جان تراولتا (۱۹۹۶) دو فیلم قبلی وی بودند که با وجود محدودیت فراوان استودیوهای هالیوود - بدون آنکه دلخواه او از اب درآمده باشند - دیدنی و جالب بودند. اما در فیس آف (با شرکت همزمان جان تراولتا و نیکلاس کیج) جان وو با قدرت زیر بار این محدودیت ها نرفت و علاوه بر موفقیت هنری، فروش فیلم فقط در ایالات متحده به بیش از ۱۰۰ میلیون دلار رسید. او اولین چشم بادامی بود که هالیوود را مقهور استعداد خود کرد و راه را برای بقیه آسیایی ها به این قلعه مخوف باز کرد.
ماموریت غیرممکن۲ (۲۰۰۰) با شرکت دوباره تام کروز و در ادامه آن رمزگویان تکمیل کننده موفقیت های او در آمریکا بودند. پس از آن کم کم موطن اجدادی اش یعنی چین تصمیم گرفت که از او دعوت بکار کند و تا امروز پرخرج ترین فیلم تاریخ آسیا با نام “صخره سرخ” (۲۰۰۸) با سرمایه حدود ۵۰ میلیون دلار توسط او در چین ساخته شد. جان وو امروز زمانی را در کودکی به یاد می آورد که مجبور بود بخاطر دین مسیحی والدین اش همراه آنان از چین بسوی هنگ کنگ بگریزد. ابتلا به سل و بیکاری پدر، سوختن کامل خانه محقرشان در هنگ کنگ، و اعانه گرفتن از بنیادهای مسیحی برای امرار معاش مهمترین خاطرات دوران کودکی او در این زمان را تشکیل میدهد.

رمزگویان فیلمی در مورد انسان های صلح دوستی است که بخاطر صلح ناچار از تن دادن به جنگ هستند، بخاطر دوستان شان به قتل دشمنان روی آورده اند، در کنار وطن پرستانی که هموطنان شان را تحقیر میکنند می جنگند و بخاطر زندگی درکنار همسر و فرزندانشان تن به مرگ میدهند. رمزگویان داستان عده ای از اهالی قبیله ناوایو است که ارتش از زبان آنان بعنوان زبان رمزی در انتقال اطلاعات بین واحدهای ارتش استفاده میکند. هیچیک از این افراد نباید زنده به دست دشمن بیافتد و ارتش برای محافظت از جان هریک از آنها فردی را مامور مراقبت از وی کرده است. نیکلاس کیج مامور حفاظت از بن یازی یکی از همین سرخ پوستان است. او مامور حفاظت از جان اوست و دستور دارد اجازه ندهد زنده به دست دشمن بیافتد. احساس تحقیر بعنوان یک سرخپوست برده رنگین پوست که جایگاه برابری با دیگر سفیدپوستان ندارد احساس متعارض این رمزگویان در مقابل انگیزه دفاع از وطن در برابر ارتش ژاپن است. اشاره یکی از همرزمان وطن پرست بن یازی به اینکه صورت چشم بادامی او چقدر شبیه دشمنان ژاپنی شان است اوج این تعارض را نشان میدهد. در نهایت نیکلاس کیج ثابت میکند که در این جنگ دوستی جایگاهی ورای اختلاف نژادی دارد و تصمیم میگیرد بجای راه آسان تر کشتن یک سرخپوست راه مهیب تر نجات او از کارزار سخت نبرد را بعهده گیرد. تصمیمی که بهایش را با از دست دادن جانش می پردازد. بازی بسیار بسیار زیبای نیکلاس کیج چون همیشه در انتقال این احساسات متناقض انسانی بسیار جذاب و تأثیرگذار است.
سخن درباره زیبایی های بصری و روایی فیلم بسیار است که دیگران بهتر گفته اند و در این مجال نمی گنجد. به بهانه پخش مجدد فیلم از شبکه ام بی سی دیدن چندباره آن را به بینندگان فارسی زبان سراسر دنیا پیشنهاد میکنم.
پاسخی بنویسید