فیلم شاعرانه “سه فصل” در MBC2

سه فصل

نمایش فیلم بسیار بسیار شاعرانه و عمیق سه فصل از جمله اتفاقات نادری است که زیاد هم نباید انتظار اتفاق افتادنش را داشت.
فیلم در واقع شامل زندگی افراد مختلفی است که فقط در یک چیز اشتراک دارد: مکان آن یعنی سایگون یا هوشی مینه و زمان ان یعنی عصر هجوم دنیای جدید به یک شهر سنتی شرقی. برخلاف فیلم هایی از این دست کارگردان هیچ تلاشی برای اتصال این روایت ها از طریق یک شخصیت یا اتفاق مشترک نکرده است:
سه فصل
شاعری مبتلا به جذام که در معبدی در میان گلهای نیلوفر خود را در تاریکی مطلق پنهان کرده است. دختر گل فروشی که از فروش گل های نیلوفر زندگی میگذراند و هر روز برای دیدن شاعر و نوشتن اشعارش به دیدارش می اید و از گلهای نیلوفر پلاستیکی که کم کم جای گلهای واقعی را میگیرد گله دارد. پسر کوچکی که در شبهای بارانی سایگون جعبه فروش سیگار و اشیاء جورواجور در دست کنار در میخانه ایستاده و در باران سیل آسا از آنان تقاضای خرید میکند. در چند لحظه خواب آلود جعبه اش دزدیده میشود و همه جا را بدنبال آن میگردد اما آن را نمی یابد. پدرش نیمه شب او را با سیلی از خانه بیرون میکند و میگوید بدون آن به خانه برنگردد. سرباز آمریکایی قدیم که در سایگون به جستجوی دختری می آید که هیچ وقت پدرش را ندیده است. راننده فقیر یک تاکسی- دوچرخه که عاشق فاحشه زیبایی شده و هر شب بعد از اتمام کارش با مشتری های هتل بزرگ ۵ ستاره او را به خانه کوچک اش در یک محله فقیر نشین می رساند…..
سه فصل
فیلم شاعرانه و مهجور سه فصل (۱۹۹۹) از خیلی جهات شبیه فیلم معروف lover یا فاسق/عاشق به کارگردانی ژان ژاک آنود (۱۹۹۲) است، هرچند عمیق تر و تامل برانگیزتر از آن بنظر میرسد. مکان اتفاق داستان هر دو این فیلم ها سایگون در ویتنام است. نویسنده و کارگردان سه فصل یک آمریکایی ویتنامی به نام Tony Bui و نویسنده فاسق مارگاریت دوراس نویسنده و کارگردان معروف فرانسوی است که سالهای زیادی را در شبه جزیره هندوچین گذرانده است. در فیلم فاسق، یک دختر فرانسوی تبار (از پدر) که اکنون با خانواده فقیرش زندگی میکند عاشق یک پسر چینی ثروتمند میشود که بخاطر استفاده از ثروت والدین اش مجبور میشود با زنی که آنها میخواهند ازدواج کند. بدین ترتیب فیلم روایت فاسقی است که مجبور است به سختی از دام عشق پیش رویش بیرون رود.
فاسق
اما دو فیلم تفاوت هایی هم دارند. زمان فیلم فاسق به ۱۹۲۹ قبل از استقلال ویتنام و حال و هوای آن سالها برمیگردد در حالیکه سه فصل به قرن جدید و دهه اخیر ویتنام می پردازد. فضا سازی و میزان سن پیچیده اما ساده و چشمگیر سه فصل در خدمت نمادها و اسطورهای پس زمینه روایت است. معبد، رود، تالاب، جذام، نیلوفر و خیابانی پر از گلها و شکوفه های سرخ و سفید از یک طرف و باران های سیل آسا، شب های تاریک، تابلوهای نئون، تلویزیونهای کنار هم با کارتونهای خنده داری که برای بچه های کوچک باران خورده راه گم کرده پخش میشوند تضاد و تقابل چشمگیری بوجود آورده اند.
مارگریت دوراس
اما یکی از تفاوت های مهم دو فیلم پایان متفاوت آنهاست. پایان تلخ و تاثر برانگیز جدایی دو دلداده در فاسق منتطبق با جهانبینی تلخ مارگاریت دوراس (نویسنده عشق من هیروشیما) و متفاوت از پایان دلچسب و دلپسند سه فصل است. پسربچه در تاریکی های باران خورده و کوچه های سیلاب گرفته سایگون به ناگهان که به معجزه ای شبیه است جعبه خود را می یابد و با دوست دختر کوچکتر از خودش به انتهای روشن کوچه راه می سپارد. سرباز آمریکایی که برای مرگ آماده بود اما در مضحکه موحشی زندگی کاشته بود دختر فاحشه اش را در یکی از مهمانی های سایگون می یابد و راز خود را با او در میان میگذارد. فاحشه زیبا با تنفر خود از رویارویی با عشق کنار می اید و مرد دوچرخه سوار عشق اش را به کوچه ای پر از برگها و شکوفه های سرخ وسپید می برد تا چشم بندش را بردارد و به زندگی جدیدش لبخند بزند. حتی در تلخ ترین قسمت داستان - وقتی شاعر جذام گرفته تن به میهمانی مرگ می سپارد- دختر آوازه خوان آواز میخواند و دفتر اشعار او را به یادگار می برد. پایان فیلم با چهره شگفت زده و خندان زنان بازار گلهای نیلوفر به پایان میرسد. قایقی در آب شناور به سمتی می رود و گلهای سفید نیلوفر -همانطور که شاعر در رویاهایش دیده بود- به آب ریخته میشوند.
این فیلم نامزد دریافت جایزه شیرطلایی از جشنواره فیلم برلین ، و همچنین برنده جایزه بهترین فیلم از سوی تماشاگران و جایزه منتخب داوران (۱۹۹۹) از سوی جشنواره sundance بوده است.
دیدن این فیلم را به تمام مخاطبان سینمای شاعرانه شرق آسیا پیشنهاد میکنیم.

One Response to “فیلم شاعرانه “سه فصل” در MBC2”

  1. فیلم عاشق بر گرفته ازکتابی به همین نام از زندگی واقعی خود نویسنده یعنی مارگریت دوراس است.

پاسخی بنویسید

شما باید وارد شوید برای پاسخ دادن