مستند “علف”: مستندی شگفت آور از غیرممکن ها!
- ۰۷/۲۴/۸۷
- عمومي
- Digg
- Del.icio.us
(به بهانه پخش فیلم مستند علف از شبکه ۴ سیما)

سه شنبه ۲۴ مهرماه ۸۷/ ساعت ۹/۳۰ دقیقه شبکه ۴ سیما. همه چیز بصورت اتفاقی صورت گرفت و ما بصورت کاملاً اتفاقی - حدود نیم ساعت- بای یکی از زیباترین فیلمهای مستند تاریخ سینما میخکوب شدیم.
دختر نوجوانی که گوساله ای را بر پشت گرفته و به همراه دیگران از صخره های صیقلی و بدون کوره راه و سرد که با شیب نزدیک به عمود به آسمان سرکشیده بالا می رود- رودخانه سرد و خروشانی که ایل از میان آن با تقلا میگذرد، مرد ایلیاتی گوساله ای را از دم و سم گرفته و به ساحل نجات می رساند- مردان ایلیاتی حیدرخان در برف و یخ پاپوش های ابتدایی شان را از پا درمی آورند و به کمک کلنگ و بیل در کوهستان پر برف زرد کوه راه باز میکنند. اینها صحنه هایی است که ما را به دل تاریخ می برد و بی شباهت به exodus قوم موسی و مهاجرت به ارض موعود نیست. با این فرق که اینجا عصایی برای شکافته شدن راه های هموار برای انسان وجود ندارد!
۱/ “علف” با نام انگلیسی Grass: A Nation’s Battle for Life محصول ۱۹۲۵ آمریکا، مستند ۷۱ دقیقه ای به کارگردانی و بازی دو کارگردان معروف سینمای آمریکا یعنی Merian C. Cooper, Ernest Schoedsack و همراهی Marguerite Harrison است که با کمک نایب کنسول سفارت آمریکا در تهران سرگرد رابرت ایمبری از کوچ (قشلاقی) عشایر بختیاری ساخته شد. طول فیلم ۱۰ ریل ( پرده) در ابتدا ، و در پخش بعدی ۷ ریل( پرده) و موسیقی ابتدایی توسط هوگو رایزنفلد و دکتر ادوارد کیلنیی تهیه شد.
۲/ این دو کارگردان در ساخت این فیلم تحت تاثیر فیلم مشهور نانوک شمالی بودند و نمایش نبرد یک قبیله ابتدایی تغییرناپذیر علیه طبیعت در دل قرن بیستم مهمترین محور فیلم را تشکیل میدهد. آنها موفقیت این فیلم را با ساخت فیلم چانگ ۱۹۲۷ در شمال تایلند و سپس فیلم رانگو (در مورد یک اروانگوتان) در ۱۹۳۱ تکمیل کردند. فیلم سینمایی کینک گونگ ۱۹۳۳ اوج افتخار و محبوبیت آنان در سینمای هالیوود بود.
۳/ با وجودی که فیلم در ۱۳۰۴ در ایران ساخته شد، تنها ۴۲ سال بعد یعنی اولین بار در سال ۱۳۴۶ از طرف فیلمخانه ملی ایران به نمایش درآمد.
۴/ جدیدترین نسخه پخش شده از تلویزیون از فیلم علف مربوط به کپی سال ۱۹۹۱ آمریکاست و موسیقی ایرانی آن ساخته واجرای غلامحسین جنتیعطایی( سنتور و دف) ، کاوس شیرزادگان ( تار، تنبک وعود) ، امیرعلی وهابزادگان (تنبور ترکی ، سه تار، دهل ، دف) است. در پایان فیلم تصدیق نامه ای به امضای ماژور رابرت ایمبری و حیدرخان آورده شده که نشان میدهد تهیه کنندگان فیلم اولین فرنگیانی هستند که همراه ایل در دل زردکوه به سرزمین جدید قشلاقی مهاجرت کرده اند. این اثر در ۱۹۹۷ به کتابخانه ملی آمریکا سپرده شد تا در میان گنجینه آثار فیلم این کتابخانه قرار گیرد.
۵/ سرگرد رابرت ایمبری نایب کنسول آمریکا که در ضمن خبرنگار مجله نشنال ژئوگرافیک هم بود چند روز بعد از اتمام فیلم، طی غائله سقاخانه سیدهادی به طرز فجیعی کشته شد. ظاهراً قضیه از این قرار بود که شایع شد یکی از پیروان بهایی در کنار چاه کور شده است و مردم از همه جا برای دیدن معجزه چاه به آنجا می آمدند. بعد از مدتی شایع شد که چاه توسط بهاییان و پیروان باب مسموم شده است و سرگرد که به همراه یکی از دوستانش برای عکاسی به آنجا رفته بود طی عکاسی از زنان مورد هجوم جماعت خشمگین قرار میگیرد. با وجود جراحات اولین او با کالسکه به اتاق جراحی بیمارستان نزدیک می گریزد اما اهمال پلیس رضا شاه به دلایل ناشناخته باعث هجوم دوباره مردم به داخل بیمارستان میشود. جسد سرگرد را در حالی که تقریبا تکه تکه شده بود از آنجا منتقل کردند. شرح این ماجرا بطور مفصل در کتاب محمد قلی مجد به نام “نفت و قتل کنسول آمریکا در تهران” آمده است.
۶/ سال ۱۳۳۵ گروه دیگری از طرف مریانسیکوپر و کمپانیِ ویتنی برای تهیة یک فیلم مستند داستانی از کوچطایفه بابا احمدی به ایران آمدند . سیروس ذوالقدر که همراه این گروه بود، در ستاره سینما یکشنبه ۱۷ تیر۱۳۳۵ نوشت :
موضوع این فیلم دربارة یک جوان ایرانی است که از آمریکا به تهران آمده و سپس به اصفهان میرود و بعد هم طبق دستور پدر پیرش که یکی از خوانین بختیاری است ، به ایل بابا احمدی ملحقشده و به یاد ایامگذشته ، بهاتفاقخانوادهاش از قشلاق ( اطراف اهواز) بهییلاق ( اطراف اصفهان ) کوچ میکند. این فیلم توسط برادران وارنر پخش خواهد شد.
۷/ در سال ۲۰۰۷ قسمت هایی از فیلم به همت رضا علامه زاده بر روی سایت اینترنتی یوتیوب قرار داده شد تا در معرض دید همگان باشد. قسمتهایی مثل عبور از رود کارون و عبور از زرد کوه.
۸/ فیلم ابتدایی بصورت صامت ساخته شده بود و زیرنویس های ساده ای به آن اضافه شد که ترجیع بند “غیرممکن است” به کرات در آن دیده میشد زیرنویس هایی از این قبیل:
“پس از چهار روزسفر در سنگلاخ ها و چادر زدن در دره ها یک روز صبح با رودی خروشان مواجه می شوند… رود پهناور کارون …نه پل، نه قایق، و پنجاه هزار نفر در راه…شما چگونه می توانید از این رود عبور کنید، با خانه و خانوده تان…حتی ارابه نشینان اولیه هم به فکرشان نمی رسید…با شناورهای ساخته از پوست بز…بعد از گرفتن سوراخ ها… همه چیز، حیوان، گهواره، باید از آب بگذرد…اسب، گاو، گوسفند، الاغ و مردان می توانند شنا کنند اما بز اگر هم بتواند نمی کند…بع-بع-بع-بع-بع…همه سوارند…اولین قایق ها راه می افتند… همیشه برای یک نفر دیگر جا هست البته اگر بز باشد…یا علی…آب یخ زده، سفید از غبارصخره ها، و سرد از سرمای کوهساران…به الاغ وسطی نگاه کنید…گوساله را به شناور می بندند به این امید که گاو دنبالشان بیاید…مادر نگران اما مراقب کنار می ایستد.او پسرش را برای قایقرانی تربیت نکرده بود…یک مرد قدرتمند، حیدرخان- و پسرش مثل پدر…حیدر و مردانش از شش نقطه به آب می زنند…یا علی …از سرعت حرف بزن…یا علی…آب خروشان، افراد قبیله فریاد کشان،گله نالان،فریاد غرق شوندگان… گرفتار در گرداب مرگ…درست به موقع…درحالی که رودخانه سهمش را از زندگی می ستاند اولین شناگران به ساحل می رسند… برای شش روز و شب دیگر جمعیت بی پایان، خسته و مبارز از رود کارون گذشتند- از هر نقطه و در هر لحظه- روز و شب…”
۹/ این فیلم به همراه مستند زیبای بادصبا اثر آلبر لاموریس دو مستند زیبای طبیعت ایران است که برای همیشه در گنجینه سینمای مستند جهان فراموش نخواهد شد.
پاسخی بنویسید
شما باید وارد شوید برای پاسخ دادن