فیلم چهارچنگولی: تمرین عبور از خط قرمزها!

چهارچنگولی - هشتمین فیلم سعید سهیلی (کارگردان نسبتا پرکار سینمای ایران) که فیلم سازی را با “مردی شبیه باران” در ۱۳۷۵ شروع کرد-  با یک ایده نسبتاً نو شروع میشود: دو دوقلو به هم چسبیده که از یک دست به هم چسبیده اند و ناچار از تحمل همدیگه هستند. دوقلوهای به هم چسبیده ای که سمبل جامعه نامتجانس ایران است. دوقلوهایی که از یک سمبل رفتارهای افراطی متعصب مذهبی (احمد یا بهرام با بازی جواد رضویان) و یک سمبل رفتارهای افراطی هنجارشکن ضدسنتی (محمود یا شهرام با بازی رضا شفیععی جم) تشکیل شده است. وقتی میگوییم جامعه نامتجانس نه فقط منظور قشرهای نامتجانس، بلکه خانواده های نامتجانس و حتی افراد نامتجانسی است که میان دو قطب محافظه کار و هنجارشکن به شدت در حال نوسان است و مضحک آن است که هیچیک از آن یک امکان خلاصی ندارد! (در واقع هنوز هم کم نیستند در میان ایرانیان افرادی که شب های جشن را به رقص و  پایکوبی و خوردن شراب و شب های عزا و روزهای بخصوص را به روزه داری و عزاداری و نماز و استغفار میگذرانند). زوج رضویان- شفیعی که مانند گربه- سگ دائم درحال جنگ و جدال و در عین حال تسلیم و سازش است روزهای هفته را به دو قسمت تقسیم کرده اند. در این “طرح زوج و فرد” نیمی از هفته قل لاغر مذهبی ناچار است همراه با قل فربه و غیرمذهبی خود به “مجالس فسق و فجور” بیاید و همراه خوش گذراندن عذاب بکشد. برعکس قل هنجارشکن ناچار است در دیگر روزها همراه با قل مذهبی خود تا نیمه های شب در قبر بخوابد و به استغفار ناخواسته از گناهان تعریف شده توسط دیگری تن بدهد. این تقسیم دنیا به دو قطب کاملا (نه تنها متفاوت بلکه) متضاد همچنان ادامه پیدا میکند. بهرام (یا آنگونه که خود مایل است خود را بخواند احمد) عاشق دختر دایی میمنت مذهبی و چادری است. دایی او (با بازی فتحعلی اویسی) لوطی دستمال به دستی است که به خوبی سمبل محافظه کاری سنتی است که خود را در جلد مذهب پنهان کرده است. برعکس شهرام عاشق دخترعموی قرتی خود است که همراه با عموی کراواتی و برادر ترانس سکچوال زن نمای خود در کنار آنها زندگی میکنند. شهرام پیانو می نوازد و در رستوران عمو ترانه های پاپ میخواند و احمد همراه با گروه دف نوازان غزل خوان ترانه های درویشان در سفره خانه سنتی عمو است. روحانی محله (با بازی مهران رجبی) در صدد رهایی دادن آنان و البته خانواده های آنها از این وضع است. این رهایی نه با آشتی دادن آنها و رسیدن به یک وضع تعادل بلکه تنها با موافقت آنان با جدایی آنان از طریق عمل جراحی امکان پذیر است.

سعید سهیلی پرکار همچون بسیاری از همکاران خود نشان داده است که “ارتباط عمودی در فیلم نامه” آخرین مسئله ای است که ممکن است مخاطب ایرانی به آن فکر کند (راستی هیچکس خبر دارد که فرامرز قریبیان در فیلم گوزنها گلوله ای که اول فیلم خورده بود را بالاخره از شکمش بیرون آورد یا نه؟) فیلم در واقع مجموعه ای از اتفاقات خنده داری است که هیچ ربط مشخصی به هم ندارد و فقط خنده دار بودن علت کنار هم قرار گرفتن آنها در یک فیلم بوده است. و این البته تا جایی که به مردم مربوط میشود چه اهمیتی دارد؟! دیدن کمدین های مشهور و محبوب همراه با گذشتن از خط قرمزهایی که کمتر پیش آمده و واقعاً جای دست مریزاد دارد ( نشان دادن تقریبا فاحش صحنه های پارتی و حتی جام مشروب- همراهی دختران و پسران نامحرم برای رفتن به ویلای شمال- احتلام شبانه- ابراز عشق به جنس مخالف وسط کوچه- ول دادن بوی بد وسط اوراد استغفار در میان قبر- مسخره کردن روضه مداح بر اهل قبور و حتی نشان دادن یک کمدین به نقش یک روحانی) همراه با قیافه ها و موقعیت های عجیب و غریب این کمدین ها و خندیدن از ته قلب تنها خواست مهم تماشاچی است که او را راضی از جعبه جادوی نمایش بیرون می فرستد. چشم خطاپوش دست اندرکاران دولتی سینمای ایران نیز گوشه چشمی با کارگردان تا اینجا خوش شانس داشته است تا فیلم به دام گسترده توقیف احتمالی درنیافتد. نظر لطفی که با وجود همه استحقاق ها از “علی سنتوری” مهرجویی  یا به رنگ ارغوان حاتمی کیا دریغ شد.

احمد از همه جا بی خبر بدون اینکه بخواهد با شهرام مست در حوض وسط خانه فرو میرود و شهرام خواب آلود ناچار است همراه با احمد محتلم نیمه شب در وسط حوض به جهت غسل سر در آب فرو برد. آب نشانه تسلیم است. تسلیمی که سرنوشت برای این دوقلوهای نامتجانس مقدر کرده است. در نهایت هرچند جراح سعی میکند به مدد تکنولوژی جدید آنان را از این سرنوشت نامحتوم برهاند اما هنوز هریک غرق در خوابی است که دیگری برای او دیده است! همان خوابی که به شیوه سمبلیک امروزه روز سنت و مدرنیته- نسل قدیم و نسل جدید- برای هم می بینند.

دیدن این فیلم را به همه عزیزانی که در یک بعداظهر عاشقانه پاییزی - فقط جا ندارند- قویاً و شدیداً پیشنهاد میکنیم!

One Response to “فیلم چهارچنگولی: تمرین عبور از خط قرمزها!”

  1. man be anvane irani ke be kishe nikan khod bar gashtam
    iran va kishe zarosht ra ke dar in be tamskhor gerfte shode makom mikonam!!!!!!!!!!!!!! estfadeaz neshan meli

پاسخی بنویسید

شما باید وارد شوید برای پاسخ دادن