شما ای گاوانی که روبروی من ایستاده اید! ( فرازهایی از کتاب قلعه حیوانات -۱)
- ۱۰/۲۰/۸۷
- عمومي
- Digg
- Del.icio.us

قلعه حیوانات به یقین از مهمترین و تاثیر گذارترین کتابهای نوع ادبیات سیاسی در جهان قرن بیستم است. در ادبیات فارسی معاصر “نون و القلم” مرحوم جلال آل احمد هم شان و همسنگ آن بنظر میرسد و هر دو کتاب آبشخور سیاسی و تمثیلی مشابهی داشته اند و به بررسی سیر تمثیلی جنبش ها و شورشهای مردمی در دنیا پرداخته اند. هرچند بنا به نبود اطلاع رسانی مناسب جهانی نون و القلم شهرت و معروفیت قلعه حیوانات حتی در میان فارسی زبانان را پیدا نکرد. مراجعه مکرر و بازخوانی این کتاب کوچک قطعا همیشه یادآور اتفاقاتی است که “طبق معمول” از یاد و خاطر ما رفته است، و نباید فراموش کرد “ملتی که تاریخ را فراموش کنند تاریخ یک بار دیگر برایشان تکرار خواهد شد”. بنا به جاذبه شدید قسمتهایی از این کتاب بد نیست نگاهی دوباره به آن بیاندازیم:
فصل اول- از سخنرانی ابتدایی میجر (خوک) پیر:
“… بشر یگانه مخلوقی است که مصرف میکند و تولید ندارد. نه شیر میدهد، نه تخم میکند. ضعیف تر از آن است که گاوآهن بکشد و سرعت اش در دویدن به حدی نیست که خرگوش بگیرد. با این حال ارباب مطلق حیوانات است. آنها را به کار میگیرد و از دسترنج حاصل آنقدر به آنها میدهد که نمیرند و بقیه را مال خود میکند. با کار ما زمین را شخم میزند و با کود ما آن را حاصلخیز میکند و با این حال ما حیوانات صاحب چیزی جز پوست خود نیستیم.
شما ای گاوانی که جلو من ایستاده اید! سال گذشته چندهزار گالن شیر داده اید و بر سر آن شیر که باید صرف تقویت گوساله های شما می شد چه آمد؟ هر قطره آن از حلقوم دشمنان ما پایین رفت. شما ای مرغان در همین سال گذشته چقدر تخم کرده اید؟ و چندتای آن جوجه شد؟ بقیه تمام به بازار رفت تا برای جونز و کسان اش خرج شود. و تو کلوور چهار کره ای که بایستی سر پیری عصای دست و اسباب شادمانی تو باشند کجا هستند؟ همه در یکسالگی فروخته شدند و تو دیگر هرگز آنها را نخواهی دید. در ازای چهار کره و جان کندن دایم در مزرعه جز جیره غذا و گوشه طویله چه داشته ای؟.. شما توله خوک های پرواری که جلوی من نشسته اید در خلال یک سال همه روی تخته سلاخی ضجه تان به عرش خواهد رفت. این مصیبت بر سر همه ما گاوان و خوکان و مرغان و گوسپندان خواهد امد. حتی اسبان و سگان هم سرنوشت بهتری ندارند. تو باکسر! روزی که عضلات نیرومندت قدرت خود را از دست بدهند جونز تو را به سلاخی می فروشد تا سرت را از تن جدا کند و برای سگ های شکاری بپزد. تازه سگ ها هم وقتی پیر شدند جونز آجری به گردنشان می بندد و در نزدیک ترین برکه غرق شان میکند…. پیامی که من برای شما آورده ام انقلاب است!”
man fekr mikonam har irani-e ahle ketab bayad in ketab va niz ketabe 1984 George Orwel ra bekhanad
کلا” انگار جرج ارول برای ایران کتاب نوشته. روز به روز وضعیتمون بیشتر شبیه کتاب قلعه ی حیوانات میشه …