مستند “علف”: مستندی شگفت آور از غیرممکن ها!

(به بهانه پخش فیلم مستند علف از شبکه ۴ سیما)

سه شنبه ۲۴ مهرماه ۸۷/ ساعت ۹/۳۰ دقیقه شبکه ۴ سیما. همه چیز بصورت اتفاقی صورت گرفت و ما بصورت کاملاً اتفاقی - حدود نیم ساعت- بای یکی از زیباترین فیلمهای مستند تاریخ سینما میخکوب شدیم.
دختر نوجوانی که گوساله ای را بر پشت گرفته و به […]

خشونت، تربیت، وحق اشتباه کردن در داستان “آخرین سیگار” از مهاجرانی

داستان هایی که اخیراً تحت عنوان خاطره در وبسایت نویسنده محترم جناب آقای مهاجرانی منتشر شده اند- سوای نثر روان و انتخاب کلمات مناسب و فضاپردازی و شخصیت پردازی دلپسند که درجای خود قابل بحث است- دارای یک خصیصه عمده داشتن “پیام اخلاقی” اند که البته در قرن ۲۱ که پیام اخلاقی داشتن برای یک […]

یک قسمت از سریال پوآرو که پخش نشد!Cards on the table

دیشب مشتاقانه مشغول تماشای یک قسمت دیگر (محصول سری تلویزیونی ۱۹۸۹، پخش در سال ۲۰۰۵ از انگلستان به کارگردانی سارا هاردینگ) از سریال پوآرو (بر اساس داستان ورق های سر میز ۱۹۳۶ از آگاتا کریستی) در mbc4 بودیم. باوجود زیبایی زیاد بازی دیوید ساچت، دیر وقت بود و تکراری بودن سریال - که قبلا […]

گلشیفته فرهانی: یک ضرب المثل و سه خاطره

ضرب المثل انگلیسی: اگه میخوای کسی رو بکشی اول ببرش اون بالاها بعد بیارش پایین. خودش از گشنگی می میره!
خاطره اول: مدتها بعد از ساخته شدن “باشو غریبه کوچک” به ناگهان در یک مدت کوتاه سیل اعتراضات به سوی کارگردان فیلم بهرام بیضایی سرازیر شد. قضیه این بود که همه به ناگهان یاد عدنان عفراوی […]

ماجرای “شریک جنسی” یا موقعی که باسوادی بلای زبان پارسی میشود!

این روزها تقریباً در تمام نوشته ها و گفتارهای شفاهی از موجود جالبی به نام “شریک جنسی” نام برده میشود. در کتابها، در مجلات و البته در تمام فضای وب و همینطور خیلی از کسانی که با من حرف میزنند عبارت شریک جنسی از عبارتهای نسبتاً شایعی است که بارها به چشم یا به گوش […]

خشونت و تاملی بر”داستان یک سیلی” از عطاءالله مهاجرانی

“عزا، دشنام، نفرین، گاهی گریه هم کردیم…” کتیبه- از اخوان ثالث
امروز نوشته ای از جناب آقای

دکتر مهاجرانی در فضای مجازی منتشر شد که الحق بجای خویش نیکو نوشته شده بود و سوای خاطره بعنوان یک داستان نیز خواندنی بود.
اما ظاهراً جدای شکل پردازی و قلم پردازی آنچه مد نظر ایشان بود پیام اخلاقی داستان بود […]