<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>

<channel>
	<title>لابيرنت Labyrinth</title>
	<atom:link href="http://www.novin-jensi.com/daily/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.novin-jensi.com/daily</link>
	<description>از روزهاي بي خاطره</description>
	<pubDate>Wed, 04 Feb 2009 16:02:14 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5</generator>
	<language>fa</language>
			<item>
		<title>اسفندیار منفردزاده:سه تصویر سپید و سیاه از جوانی ما!</title>
		<link>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/15/esfandiarzadeh/</link>
		<comments>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/15/esfandiarzadeh/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Feb 2009 17:28:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومي]]></category>

		<category><![CDATA[اسفنديارمنفردزاده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.novin-jensi.com/daily/?p=79</guid>
		<description><![CDATA[
۱/ اسنفدیار منفرزاده متولد سال ۱۳۱۹ است که تحصیل موسیقی را هم در دانشگاه تهران و هم در وین ناتمام گذاشت و فعلا در استکهلم سوئد زندگی میکند. او برنده جایزه سپاس بهترین موسیقی فیلم در سال ۱۳۴۹ و ۵۰ بخاطر موسیقی فیلم قیصر و رضاموتوری است. یه بار بهروز وثوقی درباره منفردزاده گفت&#8221; منفردزاده یکی از بزرگ ترین آهنگ سازهای فیلم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.sharemation.com/h_largani/Monfaredzadeh.jpg" alt="" /></p>
<p>۱/ اسنفدیار منفرزاده متولد سال ۱۳۱۹ است که تحصیل موسیقی را هم در دانشگاه تهران و هم در وین ناتمام گذاشت و فعلا در استکهلم سوئد زندگی میکند. او برنده جایزه سپاس بهترین موسیقی فیلم در سال ۱۳۴۹ و ۵۰ بخاطر موسیقی فیلم قیصر و رضاموتوری است. یه بار بهروز وثوقی درباره منفردزاده گفت&#8221; منفردزاده یکی از بزرگ ترین آهنگ سازهای فیلم در دنیاست&#8221; بنظرم حتما اغراق نکرده.</p>
<p>۲/مجموعه کارهای منفردزاده در زمینه ترانه که در <a href="http://www.2mahal.com/person/869.htm">این صفحه</a> آورده شده است.</p>
<p>۳/ <a href="http://www.2mahal.com/g.htm?id=22635">&#8220;بهاران خجسته باد&#8221;</a> : <span style="mso-bidi-language: FA;" lang="FA">دراسفندماه ۱۳۳۹ دکترعبداله بهزادی شعری را سرود به نام <span style="color: #ff0000;">بهاران خجسته باد</span> که در هفته نامه سپید وسیاه </span><span style="mso-bidi-language: FA;" lang="FA">به چاپ رسید </span><span style="mso-bidi-language: FA;" lang="FA"><span style="color: #0000ff;">کرامت دانشیان</span> برروی چند بند از این شعر سروده<span style="mso-spacerun: yes;">  </span>و ملودی ساخت که برای دوستان ونزدیکان خود زمزمه میکرد <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>با دستگیری کرامت دانشیان سرود بهاران خجسته باد دربین زندانیان بند سیاسی همگانی ومشهور شد.</span> منفرزاده  از دوستان وی بوده است. <a href="http://arlyrics.persianblog.ir/post/100">ظاهرا بدنبال دانشیان منفرزاده هم یه چند وقتی زندان بوده.</a> <span style="mso-bidi-language: FA;" lang="FA">اسفندیار منفرد زاده <a href="http://nosratdarvishi.com/article.aspx?id=197">دربهمن ماه سال ۱۳۵۷ آن را تنظیم و ضبط کرد </a>و به رادیو میرساند و در رادیو تلویزیون پخش میشود.ضبظ استودیویی سرود توسط رحیم شبخیز در ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۷ صورت گرفته است. خود وی از خوانندگان سرود نیز بوده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"> </p>
<p><img src="http://www.sharemation.com/h_largani/Baharan.jpg" alt="" width="347" height="198" /></p>
<p>۴/ <a href="http://www.harf1974.com/GoogooshMusic/TaranehMoshtarek/Jomeh.htm">همه چیز درباره جمعه</a>: همزمان با فرهاد ترانه جمعه رو با صدای گوگوش هم اجرا کردند. دلیلش این بود که مطمئن نبودند این ترانه با صدای فرهاد میگیره و مشهور میشه. البته این اتفاق افتاد و ترانه جمعه با صدای گوگوش ۲ سال بعد منتشر شد. خود منفردزاده اینطور میگه</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: " lang="AR-SA">می </span><span style="font-family: " lang="FA">دا</span><span style="font-family: " lang="AR-SA">نید که ترانه ی جمعه با صدای گوگوش عزیز هم ضبط شد و گوگوش هنرمندی بود که صدای بلندی داشت، صدای</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">رسایی داشت</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA"> و فرهاد را هنوز کسی نمی شناخت.</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA"> من خیلی دوست داشتم که این ترانه به میان مردم برود و یادت</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">هست که عصر جمعه ای بود که آمدی منزل من که پشت دفتر عباسی</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">بود و در هم</span><span style="font-family: " lang="FA">ا</span><span style="font-family: " lang="AR-SA">ن عصر جمعه، این ترانه ر</span><span style="font-family: " lang="FA">ا</span><span style="font-family: " lang="FA"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">تمام کردی</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA"> و من اصلن یادم نمیره</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA"> ، این یکی از زیباترین کارهای توست من دوست داشتم این ترانه در بین مردم شنیده</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">بشود این بود</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">که ترانه را با صدای گوگوش هم ضبط کردم که اگر ترانه با صدای فرهاد گُل نکرد ، با صدای گوگوش</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA"> بین مردم گُل </span><span style="font-family: " lang="FA">کند</span><span style="font-family: " lang="AR-SA">.</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">این بود که به کریم چمن آرا گفته بودم که اگر ترانه با صدای فرهاد گُل نکرد</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA"> فوری جمعه را با صدای گوگوش منتشر کند</span><span style="font-family: " lang="FA">.</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">یعنی </span><span style="font-family: " lang="FA">ترانه ی </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">جمعه با صدای گوگوش ، پیش </span><span style="font-family: " lang="FA">«</span><span style="font-family: " lang="AR-SA">کریم چمن آرا</span><span style="font-family: " lang="FA">»</span><span style="font-family: " lang="FA"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">آماده بود &#8230; خیابان پهلوی ، مغازه ی بتهوون&#8230;سال ها بعد که گوگوش را در تورنتوی کانادادیدم، </span><span style="font-family: " lang="FA">آن</span><span style="font-family: " lang="AR-SA"> جا برای اولین بار به این موضوع اشاره کرد که جمعه با صدای من چرا بعد از فرهاد پخش شد ؟ و من قصه را برایش گفتم</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA"> که اگر با صدای فرهاد گُل نمی کرد ، فوری با صدای تو پخش می شد ما چون ترانه ی جمعه با صدای فرهاد گُل کرد</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">من خواهش کردم که </span><span style="font-family: " lang="FA">«</span><span style="font-family: " lang="AR-SA">جمعه</span><span style="font-family: " lang="FA">»</span><span style="font-family: " lang="FA"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">با صدای </span><span style="font-family: " lang="FA">«</span><span style="font-family: " lang="AR-SA">گوگوش</span><span style="font-family: " lang="FA">»</span><span style="font-family: " lang="AR-SA"> را نگه دارند</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA">و بعد از دوسال، ترانه ی جمعه با صدای گوگوش</span><span style="font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-family: " lang="AR-SA"> منتشر شد.</span></span></span></p>
<div></div>
<p><span style="font-family: " lang="AR-SA"></p>
<p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: #000000; font-family: Tahoma;">۵/ با همه استعداد و اثری که اسفندیار منفردزاده در فرهنگ سینما و موسیقی و ترانه داشته خیلی کم باهاش مصاحبه شده. شاید <a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3260605,00.html">مصاحبه اش با دویچه وله </a>از اولین اونها بخصوص در فضای مجازی اینترنت باشه. تو اونجا به دوستی قدیمی اش با مسعود کیمیایی اشاره کرده و گفته تو عوالم بچگی از مادرش خواسته بوده برای تهیه سرمایه فیلم اون رو مسعود خونه اشون رو بفروشند!</span></p>
<p> </p>
<p></span></p>
<p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: #000000; font-family: Tahoma;">۶/ در مورد مرگ فرهاد هم منفردزاده خیلی ناراحت بود و اظهارات عجیبی هم در مورد مشکوک بودن به خانم گلفام همسر فرهاد و احتمال قرنطینه بودن فرهاد توسط همسرش داشت! البته منفردزاده از اینکه این خانم<a href="http://www.iranhmusic.com/article.aspx?id=141"> بدون اجازه او آثار مشترک اون و فرهاد رو تکثیر و توزیع کرده </a>خیلی عصبانی بود: </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">&#8220;خانم پوران گلفام ! چرا «فرهاد» اجازه نداشت بدون شما با من و امثال من ملاقات داشته باشد؟ چرا تماس از راه تلفن با «فرهاد» تنها از راه منشی قابل اعتمادی چون شما ممکن می شد؟ امّا لازم است اکنون بدانید از آن جا که من باید با او خلوتی می داشتم که&#8230; بالاخره، به لطف دوستِ مشترکی به بهانه ای «فرهاد» پیش من آمد و این محبّتِ آن دوستِ شاهد اگر نبود، آنچه امروز می دانم، هرگز نمی دانستم و باور نمی کردم. و شما تا این لحظه بی خبر بودید و نمی دانستید. نا گفته نماند، «فرهاد» از پرستاری مهربانانه شما بسیار شاکربود. خود را «مدیون شما» می دانست و بدانید اگر با آن چه به او تحمیل می شد سازگاری می کرد، پاس «محبّت های بی دریغ» شما بود. و همین دلیل برای من بس که کار غیرانسانی شما اگر نیازمالی بود سکوت کنم.&#8221;</span></p>
<p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: #000000; font-family: Tahoma;">۷/ شعر ترانه وحدت که بارها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است  از سیاووش کسرایی، آهنگ ساز اسفندیار منفردزاده و ترانه سرا فرهاد  مهراد است.</span></p>
<p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family: Tahoma;">۸/ <a href="http://farzan-farzan.blogfa.com/post-86.aspx">منفرد زاده کارگردان دو فیلم کوتاه </a>هرگز (۱۳۵۲) و بهارک (۱۳۵۵) برای کانون بود که موسیقی هر دو فیلم نیز از ساخته های خود او است. </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/15/esfandiarzadeh/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>آقا ما خودمان محتاجیم به دعا!</title>
		<link>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/12/doa/</link>
		<comments>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/12/doa/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 31 Jan 2009 17:02:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومي]]></category>

		<category><![CDATA[زن گرفتن]]></category>

		<category><![CDATA[سلحشور]]></category>

		<category><![CDATA[يوزارسيف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.novin-jensi.com/daily/?p=78</guid>
		<description><![CDATA[در پی گمانه زنی های اخیر در مورد &#8220;توصیه به آقای سلحشور برای آستین بالا زدن برای یوزارسیف&#8221; و درست از آب درآمدن پیش بینی ما در مورد خواستگاری رفتن زن آمنهوتپ برای یوزارسیف که طبق پیش بینی آگاهان فی الفور منجر به بچه دار شدن ایشان در همان یک قسمت سریال شد (کل متن پیش بینی جهت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پی گمانه زنی های اخیر در مورد <a href="http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/07/marry-me/">&#8220;توصیه به آقای سلحشور برای آستین بالا زدن برای یوزارسیف</a>&#8221; و درست از آب درآمدن پیش بینی ما در مورد خواستگاری رفتن زن آمنهوتپ برای یوزارسیف که طبق پیش بینی آگاهان فی الفور منجر به بچه دار شدن ایشان در همان یک قسمت سریال شد (کل متن پیش بینی جهت استحضار افراد مشکوک بصورت مستند قابل رویت است)، ای میل های فراوانی از شخصیت های مجرد سریال بدستمان رسید که همه &#8220;التماس دعا&#8221; داشتند و با اظهار اینکه پیش بینی های ما دست کمی از تعبیر خواب ندارد خواهان پیش بینی امر خیر برای خودشان شده اند!</p>
<p>ضمن تشکر و سپاس از حسن توجه این دوستان باید خدمت این دوستان عرض شود که با وضع قحطی پیش آمده در ۷ سال اینده و مخارج کمرشکن خرج عروسی و اجاره آپارتمان و اقساط جهیزیه و بگیربگیر مهریه های سنگین و نفقه واویلای اولاد و رکود همزمان اقتصادی در کشورهای صنعتی و بیکاری و تورم و هزار اگر و امای دیگه فعلا دست زدن به اینکار در حکم خودکشی محض بوده و به هیچ وجه به صلاح امت همیشه در صحنه نیست. لذا به اطلاع میرساند این وبلاگ به دلیل مسئولیت انسانی شدیدی که در خود احساس میکند تا پایان این مدت از هرگونه توصیه دادن در اینگونه امور معذور است و دوستان لطف کنند مشکل مزبور را تا حال حاضر هرکاری میکردند از این به بعد هم همان کار را بکنند.</p>
<p>علاوه براین ها خدمت تان عرض شود که اگر قرار به رتق کردن فتق اینگونه امورات باشد ما خودمان اول صف زنبیل گذاشته ایم و جلوتر از بقیه دوستان &#8220;محتاجیم به دعا&#8221;! البته از آنجا ما خونمان از بقیه هموطنان مجرد رنگین تر نیست انشاءالله پس از این ۷ سال قحطی هرخاکی بقیه به سرشون کردند ما هم تبعیت میکنیم و  راضی هستیم به رضای حق!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/12/doa/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>توصیه به جناب سلحشور: دیگه وقتشه برای یوزارسیف آستین بالا بزنی!</title>
		<link>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/07/marry-me/</link>
		<comments>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/07/marry-me/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Jan 2009 15:13:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومي]]></category>

		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>

		<category><![CDATA[خواستگاري]]></category>

		<category><![CDATA[سريال]]></category>

		<category><![CDATA[سلحشور]]></category>

		<category><![CDATA[يوزارسيف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.novin-jensi.com/daily/?p=77</guid>
		<description><![CDATA[راست اش الان داشتم فکر میکردم که این شخصیت یوزارسیف سریال حاج فرج -که معلوم نیست چقدر به حضرت یوسف واقعی شبیه است- اینطوری بدجوری داره به عیسی مسیح شبیه میشه و (از نظر توجه به اهل و عیال) اصلا حالاتش به محمدی ها نرفته. الان که به سلامتی از زندان بیرون اومده، سربازی اش هم که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>راست اش الان داشتم فکر میکردم که این شخصیت یوزارسیف سریال حاج فرج -که معلوم نیست چقدر به حضرت یوسف واقعی شبیه است- اینطوری بدجوری داره به عیسی مسیح شبیه میشه و (از نظر توجه به اهل و عیال) اصلا حالاتش به محمدی ها نرفته. الان که به سلامتی از زندان بیرون اومده، سربازی اش هم که رفته، به خواست خدا یه شغل آبرومندی تو دولت هم نصیب اش شده خوب نیست با این وضع خیلی میون زنهای دربار با اون سابقه خرابشون پیداش بشه و باز چند نفر دیگه از راه به در بشن و باز خر بیار و باقالی بار کن! اگه حاج فرج یه خورده توصیه های رئیس جمهور محترم رو جدی گرفته بودند الان به سلامتی یوزارسیف جوون باید یه سر و سامونی میگرفتند و همین روزها بچه به بغل تو در و همسایه پیداشون میشد. خلاصه هرجوری حساب کنی یوزارسیف سریال فعلی وقت زن گرفتن اشه. حالا اینکه از میون شخصیت های سریال کی رو میشه براش پسند کرد و با توجه به نبود خانم والده احتمالا زن آمنهوتپ رو باید وسه خواستگاری فرستاد یا یه یکی دیگه رو (مثلا خود زلیخا چطوره؟ بمیرم الهی!) مسئله ایه که به این سادگی نمیشه جواب داد و باید روش خوب فکر بشه. فکر کنم یه قسمت کامل از سریال هم باید به نظرات خاله خانباجی ها اختصاص داده بشه! کاملا ضروری بنظر میرسه!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/07/marry-me/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>خلاصة العیش عالم شاهی: فرهنگ رابطه جنسی در دربار هند!</title>
		<link>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/06/india/</link>
		<comments>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/06/india/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Jan 2009 14:04:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.novin-jensi.com/daily/?p=76</guid>
		<description><![CDATA[
با وجود توجه مهم قدما به روشهای بهبود رابطه و توانایی های جنسی انسان این کتابها مانند اکثر کتابهای تخصصی، بصورت عام توسط رونویس کنندگان تکثیر نشده و عمدتاً در اختیار طبقه خواص بوده است. امروزه در جهان غرب هندوستان بعنوان منبع مهم شرقی فرهنگ مکتوب درمورد روابط جنسی شناخته شده است و خنده دار این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://whirledview.typepad.com/whirledview/images/kamasutra_cover_1.jpg" alt="" /></p>
<p>با وجود توجه مهم قدما به روشهای بهبود رابطه و توانایی های جنسی انسان این کتابها مانند اکثر کتابهای تخصصی، بصورت عام توسط رونویس کنندگان تکثیر نشده و عمدتاً در اختیار طبقه خواص بوده است. امروزه در جهان غرب هندوستان بعنوان منبع مهم شرقی فرهنگ مکتوب درمورد روابط جنسی شناخته شده است و خنده دار این است که ایرانیان در شرق بیشتر از طریق نوشته های مولفان غربی با این فرهنگ شرقی آشنا شده اند. تعجب آور است که باوجود نزدیکی پارسی زبانان از نظر جغرافیایی و فرهنگی با هندوستان هنوز بسیاری از این کتابها شناخته تصحیح و به جامعه معرفی نشده اند (این درحالی است که دیوان اشعار مثلا بیدل دهلوی بارها تصحیح و چاپ شده است).</p>
<p>یکی از این کتابهای ناشناخته خلاصة العیش عالم شاهی است. آنچنان که در صفحه مربوط به اطلاعات مختصر این کتاب در کتابخانه <a href="http://www.noormicrofilmindia.com/hamdard19.htm">&#8220;جامعه همدرد</a>&#8221; کتابخانه دهلی نو درج شده است مولف کتاب جناب &#8220;کمینه هیچ مدان&#8221; &#8221;مظهر بن‌ مظفر ملقّب‌<span style="mso-spacerun: yes;">  </span>به‌ روشن‌ الدوله‌ رستم‌ جنگ‌ ظفر خان‌ &#8221; است که در سال ۱۱۷۷ هجری قمری  در ۱۴۵ برگ هر یک ۲۲ سطر به زبان پارسی و خط نستعلیق نوشته است.</p>
<p>این کتاب در دو مطلب (=فصل) و هر مطلب در ۲۰ باب (=بخش) نوشته شده است. فصل اول کتاب به &#8221; <span style="font-size: small;">در احوال‌ مردان‌ و آرایش‌ و حسن‌ معاشرت‌ ایشان‌</span>  &#8221; اختصاص داده شده است و بخش هایی چون:</p>
<p><span style="font-size: small;">۱ـ مزاج‌ و احوال‌ عضو تناسلی‌، یا</span></p>
<p><span style="font-size: small;"> ۵ـ اوقات‌ ممدوح‌ و مذموم‌ قربت‌، یا</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="mso-tab-count: 1;"> </span>۱۰ـ حقنه‌ها و محمولات‌ باهیه‌،  و</span></p>
<p><span style="font-size: small;">۱۵ـ مغلظات‌ و مطولات‌، و</span></p>
<p><span style="font-size: small;">۲۰ـ حبس‌ نفس‌ و در اختیار درآوردن‌ خود. </span></p>
<p><span style="font-size: small;">در آن دیده میشود. فصل دوم نیز &#8220; مختص‌ زنان‌، مداوای‌ تزیین‌، تقویت‌ و ذکر اسرار ایشان &#8221; بوده و شامل بخش هایی است چون: </span></p>
<p><span style="font-size: small;">۱- اوصاف‌ زنان‌،</span></p>
<p><span style="font-size: small;"> ۵ـ صفات‌ زیب‌ مرد شاهد باز و زن‌ شاهده‌ به‌نظر هندیان‌،</span></p>
<p><span style="font-size: small;"> ۱۰ـ ادویه‌ مفرده‌ و مرکبه‌ باهیه‌،</span></p>
<p><span style="font-size: small;"> ۱۵ـ مضیقات‌ و خوشبوکننده‌ها و لذت‌ افزا که‌ ایشان‌ را به‌ حد جنون‌ کشد،</span></p>
<p><span style="font-size: small;"> ۲۰</span><span style="font-size: small;">ـ در بیان‌ فن‌<span style="mso-tab-count: 1;"> </span>ساندرک‌ و آن‌ علم‌ قیافه‌ زن‌ و مرد بود به‌ اعتبار مذهب‌ هندوان‌. </span></p>
<p><span style="font-size: small;">جالب اینه که در کتاب &#8221; <em>دارالشفاء اورنگ‌ شاهی‌</em><em> &#8220;که از کتب پزشکی معاصر این کتاب است در کنار بیماری های مهم و اصلی -</em>ـ در معرفت‌ باد و بلغم‌ و تلخه‌ و خون‌، ۵ـ در علامات‌ و علاج‌ دوران‌ سر، ۱۰ـ درعلامات‌ فالج‌، ۲۰ـ در علامات‌ و علاج‌ مرض‌ سل‌، ۳۰ـ در علامات‌ و علاج‌ شقاق‌،۴۰ـ در علاج‌ تباهی‌ گوشت‌ دندان‌، ۵۰ـ در علامات‌ و علاج‌ خنازیر، ۶۰ـ درعلامات‌ و علاج‌ تب‌، - <em>یک بخش از کتاب نیز به &#8220;</em>در تنگ‌کردن‌ فرج‌زنان&#8221; اختصاص داده شده است که نشان از اهمیت و توجه این موضوع در جامعه معاصر هند داشته است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">مطالعه این کتاب را به همه علاقمندانی که گذرشان به کتابخانه دهلی نو افتاده است را پیشنهاد میکنم!</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/06/india/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>اوباما بر لبه تاریکی:از سقط جنین تا سلول های بنیادی</title>
		<link>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/05/abortion/</link>
		<comments>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/05/abortion/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 24 Jan 2009 16:10:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومي]]></category>

		<category><![CDATA[باراك اوباما]]></category>

		<category><![CDATA[سقط جنين]]></category>

		<category><![CDATA[سلول هاي بنيادي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.novin-jensi.com/daily/?p=75</guid>
		<description><![CDATA[
اقدام اخیر رئیس جمهور دموکرات ایالات متحده در رفع محدودیت های وضع شده قبلی (دولت بوش) برای آموزش و انجام سقط جنین از یکطرف و پژوهش های نوین در عرصه سلول های بنیادی انسانی از طرف دیگر هرچند - بعنوان یک دموکرات- به هیچ وجه غیرمنتظره نبود اما به شعله ور شدن دوباره بحث های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://th01.deviantart.com/fs10/300W/i/2006/102/5/3/Abortion_by_Amelee.jpg" alt="" width="300" height="326" /></p>
<p>اقدام اخیر رئیس جمهور دموکرات ایالات متحده در رفع محدودیت های وضع شده قبلی (دولت بوش) برای آموزش و انجام سقط جنین از یکطرف و پژوهش های نوین در عرصه سلول های بنیادی انسانی از طرف دیگر هرچند - بعنوان یک دموکرات- به هیچ وجه غیرمنتظره نبود اما به شعله ور شدن دوباره بحث های اخلاقی حول و حوش این موضوع منجر میشود.</p>
<p>پذیرفتن توانایی مادر برای محروم کردن جنین تشکیل شده از ادامه حیات بعنوان یک &#8220;حق&#8221; از موضوعاتی بوده که نه تنها ایالات متحده بلکه بسیاری از مردم دیگر کشورهای پیشرفته را به دوپاره کاملا متعارض تبدیل کرده است. بصورت سنتی این حق برای مادر به رسمیت شناخته نشده و مخالفان این امر را افراد مذهبی، سنتی و محافظه کار جامعه آمریکا تشکیل میدهند. طرفداران مدرنتیه، فمینیست ها، آنارشیست ها، چپ گراها و بخش قابل توجهی از جوانان نیز حامیان فراهم کردن امکانات سقط جنین قانونی برای مادران با بارداری ناخواسته هستند. طرفداران سقط جنین سرنوشت شوم و دردناک یک فرزند ناخواسته بدون حمایت های مناسب را علت طرفداری از سقط جنین و در واقع کشتن یک انسان در شرف تولد میدانند. البته این گروه مایل نیستند بر این اقدام خود عنوان قتل بگذارند. هرچند مبانی اختصاص این حق به مادر به درستی عنوان نشده است اما ظاهراً این گروه &#8220;مالکیت&#8221; مادر بر جنین تشکیل شده را علت پذیرفتن این &#8220;حق&#8221; برای مادر در زنده نگه داشتن یا مرگ جنین میدانند. اما آیا ما چنین &#8220;مالکیتی&#8221; را برای والدین نسبت به فرزندان خود به عنوان یک اصل اخلاقی پذیرفته ایم؟ یکی از مشخصه های مهم اصول اخلاقی پذیرفته شده &#8220;قابل تعمیم&#8221; بودن آن است. پذیرفتن حق والدین در نحوه ادامه حیات یا مرگ جنین &#8220;متعلق&#8221; به خود تا چه حد قابل تعمیم است؟ آیا &#8220;مسئولیت&#8221; اخلاقی و قانونی والدین در حمایت و حفاظت و پرورش بچه ها اعطا کننده حق مالکیت بچه ها به آنهاست؟ بعبارت دیگر والدین مسئول بچه ها هستند یا - همچنان که در مورد چوپان گوسپندان می پنداریم- مالک آنان نیز هستند؟ آیا علت سقط جنین اثر تعیین کننده در اعطای چنین حقی به والدین هست یا چنین حق کنترل سرنوشت جنین بصورت اصل متعلق به والدین و مالکین اصلی آن است؟ آیا درصورت نیاز به فروش اعضا جنین به نیازمندان نیز مادر حق سقط و فروش قطعات جنین خود را دارد؟ این حق کشتن جنین تا چه زمانی به والدین تعلق دارد؟ آیا فقر یا سرنوشت احتمالی دردناک بچه ها در هر زمان توجیه کننده امکان قتل آنان توسط والدین هست؟ آیا والدین در هرزمان که مایل باشند و به هردلیلی میتوانند بچه های در ملکیت خود را به قتل برسانند و مثلا اعضای بدن آنان را به نیازمندان به فروش برسانند؟ اصولا پاسخ دهندگان به این سوالات از کدام معیار پذیرفته شده همگانی برای جواب بلی یا خیر به آنها استفاده میکنند؟</p>
<p><img src="http://www.abort73.com/HTML/AbortionPictures/images/abortion-22-03.jpg" alt="" width="584" height="438" /></p>
<p>هرچند برای تردید به پاسخگویی به این سوالات لازم نیست تا شما حتما یک فرد کاملا متدین و مذهبی باشید، باید دید که آقای باراک حسین اوباما که حتی در مراسم سوگند خوردن رسمی اصرار به &#8220;تحت عنایت خداوند&#8221; بودن داشت دارای پشتوانه های اخلاقی لازم برای پاسخگویی صریح به این سوالات هست یا نه؟</p>
<p>در زمینه امکان رویاندن جنین انسان در آزمایشگاه و استفاده از سلول های بنیادین آن برای ترمیم اعصاب از بین رفته یک انسان - چه بصورت نقص ژنتیک یا یک آسیب اتفاقی- و یا استفاده از سلول های پانکراس جنین برای درمان سلولهای از کار افتاده مبتلایان به دیابت نیز اخلاق گرایان به سوالهای مشابهی برمیخورند. آیا در آینده امکان پرورش گله های انسانها در آغل های انسانی - که طبق اسناد رسمی متعلق به پرورش دهنده خود هستند- برای فروش و  استفاده از اعضای آنان چنانکه در مورد خرگوش ها یا تمساح ها مرسوم است بوجود خواهد آمد؟ به راستی ما تا چه حد مجاز به استفاده از جنین انسانی در مقیاس صنعتی برای پاسخ به چنین نیازهایی هستیم و چه معیار قابل تعمیمی برای پاسخ به سوالاتی از این دست وجود دارد؟</p>
<p>بنظر میرسد که این تنها آقای حسین باراک اوبامای مذهبی - نه به سبک جورج بوش- نیست که در حال راه رفتن بر لبه تاریکی است. امکانات و ابزارهای تکنولوژی جدید انسان را بر سر دو راهی های جدیدی قرار داده است که یافتن راه &#8220;اخلاقی&#8221; از میان آنان به راحتی امکان پذیر نیست. اما در مورد سقط جنین ناشی از بارداری های ناخواسته آنچه که مسلم است این است که پیشگیری از بارداری چه از نظر تکنیکی و چه از نظر اخلاق آسان تر و پذیرفته تر از تصمیم در مورد سقط جنین تشکیل شده است. بنظر میرسد که توسعه آموزش های لازم در میان نوجوانان که قربانیان اصلی بارداری های ناخواسته اند ما را از قرار گرفتن بر لبه تاریکی نجات میدهد. انتخاب با شماست تا بین کاندوم و قرصهای ضدبارداری از یکطرف و سقط جنین از طرف دیگر کدامیک را ترجیح میدهید؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/05/abortion/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>تصحیح یک اشتباه ازدکتر سازگارا: لینکلن یک پراگماتیست بود نه یک قدیس!</title>
		<link>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/03/lincoln/</link>
		<comments>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/03/lincoln/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Jan 2009 13:42:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومي]]></category>

		<category><![CDATA[ايالات متحده آمريكا]]></category>

		<category><![CDATA[باراك اوباما]]></category>

		<category><![CDATA[دكتر محسن سازگارا]]></category>

		<category><![CDATA[سازگار]]></category>

		<category><![CDATA[لينكلن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.novin-jensi.com/daily/?p=74</guid>
		<description><![CDATA[
اقدام اخیر رئیس جمهور جدید آمریکا آقای باراک اوباما برای تقلید از شیوه ورود به کاخ سفید از لینکلن یا به اصطلاح آقای سازگارا &#8220;پا جای پای لینکلن&#8221; گذاشتن باعث بروز سوءتفاهم عجیبی از سوی ایشان شد. آقای دکتر سازگارا در اشاره به علت این &#8220;همذات پنداری&#8221; عجیب اوباما با لینکلن اینطور عنوان کرده اند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.topicsites.com/abraham-lincoln/Abraham-Lincoln-Shooting.jpg" alt="" width="600" height="446" /></p>
<p>اقدام اخیر رئیس جمهور جدید آمریکا آقای باراک اوباما برای تقلید از شیوه ورود به کاخ سفید از لینکلن یا به اصطلاح آقای سازگارا &#8220;پا جای پای لینکلن&#8221; گذاشتن باعث بروز سوءتفاهم عجیبی از سوی ایشان شد. آقای دکتر سازگارا در اشاره به علت این &#8220;همذات پنداری&#8221; عجیب اوباما با لینکلن اینطور عنوان کرده اند که گویا جنگ های  داخلی آمریکا به دنبال اعلان الغای برده داری از سوی رئیس جمهوری ایالات شمالی آمریکا صورت گرفته است. در حالیکه موضوع کاملاً برعکس بود و این الغای برده داری بود که به دنبال تداوم جنگ های داخلی آمریکا اتفاق افتاد. هرچند لینکلن یک نژادپرست نبود هیچ ادعایی بر مخالفت با آن هم نداشت. در واقع جنگ داخلی به دنبال تصمیم کنفدراسیون ایالت های جنوبی برای استقلال و جداشدن از ایالات متحده صورت گرفت. اقدامی که تصور و تحمل آن برای لینکلن بعنوان حافظ تمامیت ارضی ایالات متحده امکانپذیر نبود. لینکلن بین جنگ خونین داخلی و پذیرش استقلال ایالت ها (چیزی که هم اکنون در کشورهای شوروی سابق اتفاق افتاد) اولی را ترجیح داد و برای پیروز شدن در این جنگ از هیچ کاری روگردان نبود. بدنبال طولانی شدن نبرد و ضعف جدی قوای ایالات شمالی یکی از ترفندهای وی اعلام الغای برده داری سیاه پوستان به شرط شرکت آنان در نبرد علیه ایالات جنوبی بود. در واقع با این استراتژی او از یک سو از نیروی قابل توجه  سیاه پوست ها در ارتش خود سود جست و از طرف دیگر به افزایش آشفتگی و ترس و سوءظن در ایالات جنوبی که برای ادامه حیات خود در مزارع پنبه به شدت به نیروی کار بردگان سیاه اتکا داشت دامن زد. پرواضح است که در نبود چنین نیاز استراتژیک در شرایط جنگی لینکلن به عنوان نماینده مردم سفیدپوستی که او را به ریاست خود انتخاب کرده بودند حاضر به الغای برده داری نبود و احتمالا سالهای بسیاری ادامه می یافت. با اینحال باوجود موفقیت وی در حفظ یکپارچگی آمریکا وی نتیجه اقدام عملگرایانه خود را دید و قربانی خشم کور طبقه نژادپرست آمریکا شد. به این ترتیب او - بی آنکه خود بخواهد- به مشهورترین شهید راه آزادی سیاه پوستان تبدیل شد. راهی که مارتین لوترکینگ آخرین شهید آن نیز نبود. میگویند یک پیشگوی هندی پیش بینی کرده بود که باراک اوباما به ریاست جمهوری آمریکا خواهد رسید اما ۲ سال بعد کشته خواهد شد. باید دید آیا آقای اوباما باز هم مایل است همانطور که در سفر رفت پا جای پای لینکلن گذاشت در سفر برگشت هم به ایشان اقتدا کند؟ هنوز برای اظهار نظر کمی زود است!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/11/03/lincoln/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>تعریف خوشبختی از نظر چارلز اسپنسر چاپلین!</title>
		<link>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/10/30/chaplin/</link>
		<comments>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/10/30/chaplin/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 19 Jan 2009 13:57:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومي]]></category>

		<category><![CDATA[خوشبختي]]></category>

		<category><![CDATA[چارلز چپلين]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.novin-jensi.com/daily/?p=72</guid>
		<description><![CDATA[
همین الان یه مطلب به دستم رسید که حیف ام اومد این جمله اش رو تو وبلاگ برای دیدن همه نگذارم.
میگن از چارلی چاپلین پرسیدند خوشبختی از نظر شما چیه؟ چارلی گفت: &#8220;خوشبختی عبارت است از فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدی&#8221;. البته این هم بگم که چارلی آدم ساده دل و دل نازکی بود و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.discoverchaplin.com/images/newsletter/en/IV-2/chaplin-with-fans.jpg" alt="" /></p>
<p>همین الان یه مطلب به دستم رسید که حیف ام اومد این جمله اش رو تو وبلاگ برای دیدن همه نگذارم.</p>
<p>میگن از چارلی چاپلین پرسیدند خوشبختی از نظر شما چیه؟ چارلی گفت: &#8220;خوشبختی عبارت است از فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدی&#8221;. البته این هم بگم که چارلی آدم ساده دل و دل نازکی بود و چندبار موقع شیطونی با همبازی فیلم هاش کارش به &#8220;نورسیده تو راهه&#8221; رسیده بود و از اونجایی که خیلی پایبند زن و بچه نبود یه سه چهار باری کارش بدجوری به طلاق های پرهزینه کشید (یه روزنامه هم عصر در موردش نوشت ممکنه چارلی شوهر خوبی نباشه اما شوهر مقرون به صرفه ای هست!). طوری که یه بار برای توقیف نشدن راش خام آخرین فیلم اش مجبور شد به یه ایالت دیگه فرار کنه! البته آخرین عشق اش که یه سی چهل سالی باهاش فاصله داشت - دختر اوژن اونیل- تلافی بقیه رو دراورد و یه شیش تا دختر و پسر کاکل زری گذاشت رو دست اش و حسابی خوشبخت اش کرد. گفتم این پیش ذهن رو ازش داشته باشید بهتر معنی حرفهاش رو می فهمید!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/10/30/chaplin/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>شروع سری جدید برنامه های &#8220;دانش نوین جنسی&#8221; در رادیو فردای سوئد</title>
		<link>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/10/29/radio-farda-sweden/</link>
		<comments>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/10/29/radio-farda-sweden/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 16:39:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومي]]></category>

		<category><![CDATA[برنامه راديويي]]></category>

		<category><![CDATA[دانش نوين جنسي]]></category>

		<category><![CDATA[راديو سوئد]]></category>

		<category><![CDATA[راديو فردا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.novin-jensi.com/daily/?p=71</guid>
		<description><![CDATA[بعد از گذشت حدود ۲ سال (احتمالا) از سری اول برنامه های &#8220;دانش نوین جنسی&#8221; که به همت آقای محمدزاده از رادیو فردای سوئد پخش میشد. سری جدید برنامه ها از فردا دوشنبه سی ام دیماه ۱۳۸۷ یا ۱۹ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی  از ساعت ۸ تا ۹ بعداظهر به وقت سوئد یا ده و نیم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از گذشت حدود ۲ سال (احتمالا) از سری اول برنامه های &#8220;دانش نوین جنسی&#8221; که به همت آقای محمدزاده از رادیو فردای سوئد پخش میشد. سری جدید برنامه ها از فردا دوشنبه سی ام دیماه ۱۳۸۷ یا ۱۹ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی  از ساعت ۸ تا ۹ بعداظهر به وقت سوئد یا ده و نیم تا یازده و نیم به وقت تهران از این رادیو پخش میشه.</p>
<p>اون دوستانی که تو هرجای دنیا به اینترنت پرسرعت دسترسی دارند میتونند برنامه رادیویی رو از این <a href="http://radiomnf.se/farsi.html">صفحه </a>گوش بدند:</p>
<p><a href="http://radiomnf.se/farsi.html">http://radiomnf.se/farsi.html</a></p>
<p>گفتنی است در واقع این برنامه با استفاده از امکانات تقریبا رایگان سوئد برای شهروندانش از ملیت های مختلف ترتیب داده شده و از شهر گوتنبرگ (یا به اصطلاح یوتوبری) سوئد پخش میشه.</p>
<p>عنوان بحث اولین قسمت از سری جدید این برنامه ها: &#8220;اهمیت تخیلات جنسی در سلامت جنسی انسان&#8221; است. نیم ساعت انتهایی هم به شنوندگان رادیو اختصاص داره که میتونند بصورت زنده و تلفنی سوالات خودشون رو از طریق شماره تلفن استودیو: ۲۴۹۵۰۰-۰۳۱ مطرح کنند. البته اونهایی که مایل باشند میتونند از طریق ای میل ما هم سوالات خودشون رو مطرح کنند که حتما در برنامه راجع به اش صحبت میشه. متاسفانه ظاهراً تو این سری برنامه ها -برخلاف برنامه های قبلی که میترا خانم تشریف داشتند- گوینده خانم نداریم و فعلا کسی نیست که تو استودیو هوای خانمها رو داشته باشه. فکر کنم بعدا باید یه فکری به حال این مشکل هم بکنیم.</p>
<p>این هم نظر گردانندگان رادیو فرداست که محض خالی نبودن عریض از خود صفحه سایت کپی پیست فرموده اینجا به سمع و بصر دوستان می رسونیم. خدا رو چه دیدید شاید شما هم مشتری شدید یه رادیو غیرانتقاعی وسه خودتون تاسیس کردید:</p>
<p>&#8220;<strong>خوش آمدید</strong><br />
کانال چند فرهنگه رادیوئی ام ان اف با هدف بوجود آوردن یک محیط فرهنگی رسانه ای برپا گردیده و سعی بر انتشار فرهنگ های گوناگون در بین سوئدی ها و خارجی تباران از تبارهای گوناگون را دارد.</p>
<p>به همین خاطر این کانال برنامه هائی حتی به زبان کشور میزبان سوئد جهت انتشار اطلاعات در بین سوئدی ها نیز دارد.</p>
<p>کانال رادئویی چندفرهنگه دارای بیش از سی انجمن عضو می باشد که بسیاری از این انجمن ها به زبان های مختلف که در ایران و یا خارج از آن گفتگو می شود، برنامه های رادیوئی پخش می کنند و از این طریق با مخاطبان خود چه در سطح شهر گوتنبرگ و چه در سطح سوئد و اروپا و یا جهان ارتباط مستقیم ایجاد می کنند.</p>
<p>شما نیز چنانچه یک انجمن غیر انتفائی هستید و خواهان انتشار نظرات خود هستید می توانید همین امروز با ما تماس گرفته و تقاضای وقت بنمایید. چنانچه وقت آزاد در کانال وجود داشته باشد به شما پیشنهاد خواهد شد. درخواست وقت از طریق هیئت مدیره این کانال بررسی شده و در زمان مقتضی به شما اعلام خواهد شد. &#8220;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/10/29/radio-farda-sweden/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>من از این سنگسار دفاع میکنم نه اون احکامی که معلوم نیست آقایون  از کجا کشف کردند؟!</title>
		<link>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/10/28/zena/</link>
		<comments>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/10/28/zena/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Jan 2009 05:30:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومي]]></category>

		<category><![CDATA[اسلام]]></category>

		<category><![CDATA[زنا]]></category>

		<category><![CDATA[سنگسار]]></category>

		<category><![CDATA[شريعت]]></category>

		<category><![CDATA[شيعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.novin-jensi.com/daily/?p=69</guid>
		<description><![CDATA[بحث سنگسار و خشونت در احکام شریعت اسلامی از بحث هایی است که تقریبا از ابتدای انقلاب تا اکنون همیشه مطرح بوده. در خبرهای اخیر هم خبر مربوط به صدور حکم سنگسار برای دو خواهری که تنها مدرک علیه اونها یه فیلم ضبط شده بوده از جمله خبرهای جدید داغ شده است. خیلی از مدافعان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بحث سنگسار و خشونت در احکام شریعت اسلامی از بحث هایی است که تقریبا از ابتدای انقلاب تا اکنون همیشه مطرح بوده. در خبرهای اخیر هم خبر مربوط به صدور حکم سنگسار برای دو خواهری که تنها مدرک علیه اونها یه فیلم ضبط شده بوده از جمله خبرهای جدید داغ شده است. خیلی از مدافعان حقوق بشر در داخل و خارج به صدور و اجرای این احکام اعتراض میکنند. بعضی از روحانیون هم اذعان کرده اند که صدور چنین احکامی باعث وهن کشور اسلامی در قرن بیست و یکمه. بعضی از فقه ها هم اصلا میگن اجرای حدود موکول به ظهور امام عصره. اما چیزی که من بندرت دیدم به اش اشاره کنند اینه که اصولا اکثر این احکام هیچ مشابهتی با شریعت اسلامی نداره. در شریعت اسلامی زنا یا زنای محصنه فقط با شهادت ۴ نفر مرد عادل و بالغ ثابت میشه که باید همزمان در دادگاه حاضر بشن یعنی اگه ۳ نفر باشن بگن چهارمی تو راهه حد قذف میخورن. تازه اون هم چه شهادتی؟! قاضی اونها رو تک تک و جداگونه می آره تو یه اتاق و شروع میکنه از اول تا آخر ماجرا رو ازشون سین جین میکنه. اگه یه کلمه حرفهاشون با هم تناقض داشته باشه هر چهارتاشون رو میده حد قذف (۱۰۰ ضربه شلاق) بزنن تا دیگه هوس این کارها به سرشون نزنه! بعد هم هرچهارتا باید دخول آلت رو به چشم خودشون دیده باشند. یعنی زن و مرد باید چهار نفر مرد بالغ و عادل و عاقل رو صدا کرده باشند که آقایون تشریف بیارید از نزدیک زیارت کنید ما چیکار میکنیم. بدون پتو و لحاف و با نور زاویه دید کاملا مناسب. تقریبا بطریقه استریسکوپ و سه بعدی! حالا پیدا کنید افراد واجد شرایط تو این وضعیت رو. در ضمن کسی هم اجازه نداره از دیوار بریزه تو خونه یه نفر دیگه و دنبال کشف این چیزها باشه! غیبت کردن و درگوشی حرف زدن از خود زنا هم بدتره!</p>
<p>راه دیگه اثبات زنا هم اینه که یه نفر ۴ بار با پای خودش بیاد جلوی قاضی علیه خودش شهادت بده. یعنی دفعه اول بیاد بگه آقای قاضی من زنا کردم بیا من رو سنگسار کن. قاضی به اش میگه برو مرتیکه خل و چل این حرفها چیه میزنی؟! میره یه هفته دیگه میاد. هی همینجور تا ۴ بار. تازه شهادتش فقط علیه خودش قبوله نه علیه کسی که ادعا میکنه باهاش زنا کرده. در هیچ کجای شریعت اسلامی &#8220;علم قاضی&#8221; دلیل کافی برای اجرای حد زنا یا زنای محصنه نبوده تا یه نفر بتونه با استناد به یه فیلم کسی رو محکوم کنه.</p>
<p>علاوه بر اینها به فرض که ۴ نفر پیدا بشن که همزمان بیان شهادت درست بدن. برای اجرای حکم لات و لوتهای محل رو جمع نمیکنن ببرن. فقط آدمهای صالح که خودشون هیچ وقت دست از پا خطا نکردن. بعد هم اگه اونها موقع اجرای حکم از داخل گودال بیان بیرون حد متوقف میشه. یعنی چی؟! معنی اش روشنه! یعنی مامور اجرای حکم باید جوری کارش رو انجام بده که فرد بتونه از داخل گودال بیاد بیرون وگرنه اصلا چنین قانونی براش نمیذاشتند.</p>
<p>تمام آقایون و خانمهای مدافع حقوق بشر و متدینینی که فکر میکنند شریعت اسلامی در قرن ۲۱ وهن جامعه است باید خدمت تون عرض کنم که من از این سنگسار دفاع میکنم و اصلا هم وهن جامعه نیست. اما نه این احکام مضحک و غیرقابل دفاعی که از دست بعضی آقایون درمیره و هزارتا اگر و امای شرعی و قانونی داره. سنگسار کردن یه زن به صرف داشتن یه فیلم خلاف خلاف شرعه. اگه غیر از اینه آقایون بفرمایید ما هم بدونیم این فقه جدید از کدوم آیه و حدیث دراومده که تا حالا جایی ثبت نشده؟</p>
<p>حالا ما به این هم کار نداریم که محرم شدن تو شریعت اسلامی فقط با یه سر تکون دادن و بله گفتن تمومه و اگه زنی هم دوست نداره تو خونه مردی زندگی کنه دستور شرع اسلام اینه که با احترام مهریه اش رو بده و ولش کنه بره. تو جامعه ای که شریعت اسلام شیعی اجرا بشه چیزی به اسم زنا یا حد فقط تو نوشته هاست و هیچ وقت دیده نمیشه. شریعت اسلامی شیعی با وجود همه قدیمی بودن اش در حیطه مسائل جنسی از اون قوانین ساده و انعطاف پذیریه که حتی تو قرن ۲۱ هم میشه ازش دفاع کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/10/28/zena/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>رفیق هی! رفیق هش! دور از سرزمین شیر و عسل! (قلعه حیوانات۲)</title>
		<link>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/10/22/animal-farm-2/</link>
		<comments>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/10/22/animal-farm-2/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Jan 2009 08:56:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.novin-jensi.com/daily/?p=68</guid>
		<description><![CDATA[
در فصل دوم حیوانات جونز بر علیه جونز و کارگرانش شورش میکنند و سعی میکنند کنترل امور را خود به دست گیرند. شعارهای حیوانات در ۷ بند نوشته شده و به دیوار طویله آویزان میشود. خوک ها اصول جدید زندگی حیوانات یا همان حیوانگری را تدوین کرده و اعلام میکنند. خوک ها -با الگوهای سوسیالیستی واضح- روشنفکران [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://blogs.suburbanchicagonews.com/sportsbeacon/animal_farm%5B1%5D.jpg" alt="" width="350" height="243" /></p>
<p>در فصل دوم حیوانات جونز بر علیه جونز و کارگرانش شورش میکنند و سعی میکنند کنترل امور را خود به دست گیرند. شعارهای حیوانات در ۷ بند نوشته شده و به دیوار طویله آویزان میشود. خوک ها اصول جدید زندگی حیوانات یا همان حیوانگری را تدوین کرده و اعلام میکنند. خوک ها -با الگوهای سوسیالیستی واضح- روشنفکران سخن پروری هستند که خیلی زود رهبری حیوانات را بدست میگیرند. با روی کار آمدن طبقه جدید خوک ها دیگر از آن مختصر شیری که گاهی توسط جونز نواله غذای حیوانات می شد هم دیگر خبری نیست! و هی و هش هم به عبارات جدید رفیق هی! و رفیق هش! تبدیل میشود. ارول نقش چندانی برای موزز - نماینده کشیشان مسیحی- در نظر نگرفته و اشاره کوتاهی به آن میکند. خبرچینی موزز اشاره واضحی به همکاری بخشی از کشیشان با جنایتکاران دولت های اروپایی است. همین چندی پیش اسقف کلیسای کاتولیک لهستان با پذیرفتن اتهام همکاری با جنایتکاران نازی در زمان جنگ جهانی دوم در لو دادن مبارزان از مقام خود استعفا داد. افشای اعترافات مومنین نزد مسئولان حکومتی از اتهامات شایعی بود که در قرن ۱۹ و ۲۰ از سوی مبارزین چپ به کشیشان زده می شد (برای مثال کتاب خرمگس اثر اتل لیلیان وینیچ).</p>
<p>از فصل دوم:</p>
<p>&#8220;وضع خوک ها برای خنثی کردن اثر دروغ های موزز، زاغ اهلی از این هم مشکل تر بود. موزز که دست پرورده مخصوص آقای جونز بود هم جاسوس بود و هم خبرچین. درضمن حراف زبردستی هم بود. ادعا داشت که از وجود سرزمین عجیبی آگاه است به نام &#8220;شیر و عسل&#8221; که همه حیوانات پس از مرگ به آنجا میروند. موزز می گفت این سرزمین در آسمان کمی بالاتر از ابرهاست. در سرزمین شیر و عسل هر هفت روز هفته یکشنبه است. در آنجا تمام سال شبدر موجود است و بر درخت ها نبات می روید. حیوانات از موزز نفرت داشتند چون سخن چینی میکرد و کار نمیکرد، ولی بعضی از آنها به سرزمین شیر و عسل اعتقاد پیدا کرده بودند&#8230;.&#8221;</p>
<p>&#8220;در این موقع سه ماده گاو که مدتی بود به نظر بی تاب می آمدند با صدای بلند شروع به ماق کشیدن کردند. ۲۴ ساعت بود که دوشیده نشده بودند و پستان هایشان رگ کرده بود. خوک ها پس از کمی فکر به دنبال سطل فرستادند و تا حدودی گاوها را دوشیدند و دیری نکشید که ۵ سطل از شیر کف کرده خامه دار پر شد و بسیاری از حیوانات با علاقه فراوان به آن چشم دوختند. یکی می گفت: این همه شیر را چکار کنیم؟ یکی از مرغها گفت: جونز گاهی مقداری از آن را با نواله قاطی میکرد. ناپلئون (خوک) خود را جلو سطل ها انداخت و فریاد کشید: رفقا به شیر توجهی نکنید! بعدا فکری به حال آن میشود. مهم جمع آوری محصول است. رفیق سنوبال (خوک) جلودار خواهد بود. من هم پس از چند دقیقه خواهم رسید. رفقا به پیش! یونجه زار در انتظار است! بدین ترتیب حیوانات دسته جمعی برای برداشت محصول به یونجه زار رفتند و چون شب برگشتند متوجه شدند شیری در بساط نیست.&#8221;</p>
<p>&#8220;این که هیچ حیوانی نمی توانست با ابزاری بناچار باید روی دو پای عقب ایستاد کار کند. اما خوک های با استعداد برای رفعه هر اشکالی چاره ای می اندیشیدند. اسب ها که با مزرعه وجب به وجب آشنایی داشتند در حقیقت کار چمن زنی و شن کشی را به مراتب بهتر از جونز و کارگرانش بلد بودند. خوک ها خودشان کار نمی کردند و فقط بر کار سایرین نظارت داشتند. طبیعی بود که به علت برتری علمی رهبر و پیشوا باشند. باکسر و کلوور خود را به آلات چمن زنی و شن کشی می بستند -البته این روزها دیگر حاجتی به دهنه و افسار نبود- و دورادور مزرعه قدم های سنگین و استوار برمیداشتند. در همین حال خوکی به دنبال آنان می رفت و بر حسب لزوم رفیق هی! یا رفیق هش! می گفت.&#8221;</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.novin-jensi.com/daily/1387/10/22/animal-farm-2/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>
