در اين نوشته در پي آنيم تا نشان دهيم حاملگي ناخواسته و سقط جنين از يكطرف و بيماري هاي مسري مقاربتي چون ايدز از طرف ديگر از معضلات قابل توجه بشر امروزند. امروزه نظر بر اين است كه حل اين مشكلات تنها به توسط موعظه هاي اخلاقي براي اجتناب از روابط جنسي نامشروع امكان پذير نيست و ترويج و اشاعه دانش و مهارت هاي استفاده از مواد ضدبارداري نقش بسيار موثري در كاهش تلفات و هزينه هاي جبران ناپذير ناشي از سقط جنين و ايدز خواهد داشت.
چندي پيش وقتي معلوم شد خانم Keisha Castle-Hughesبازيگر 16 ساله با استعداد نقش مريم باكره در فيلم Nativity(اين بار نه از روح القدس كه) از دوست پسر 19 ساله خود حامله شد جهان و واتيكان كه خود را براي جلسه افتتاحيه فيلم آماده ميكرد در بهت و حيرت فرو رفتند بطوريكه شخص پاپ مجبور شد از شركت در اين مراسم خودداري كند. كارگردان فيلم به شوخي در باره او ميگويد: به هرحال او دو تا از سه نقطه نظر واتيكان در اين باره را رعايت كرده است: "هم ضدحاملگي استفاده نكرده و هم بچه را ننداخته است!". اما پشت اين طنز تلخ سوال مهم بدون جوابي خودنمايي ميكند كه يافتن پاسخ براي آن كمي دشوار مي نمايد. آيا حتي فرو رفتن در نقش مقدس و معنوي مريم باكره هم نتوانسته مانع از روابط جنسي (كنترل نشده) و در نهايت حاملگي ناخواسته در يك نوجوان 16 ساله شود؟چرا؟
روابط جنسي كنترل نشده يكي از مهمترين معضلات امروزي جهان محسوب ميشود كه گسترش ايدز (در كنار ديگر بيماري هاي آميزشي) و حاملگي ناخواسته و سقط جنين از بارزترين عوارض آن محسوب ميشود. يكي از مسائل بسيار قابل توجه در برخورد با اين دو موضوع، سردرگمي و تعارض حل ناشدني است كه سردمداران حكومت و سياست جهاني در نحوه برخورد و پيشگيري از آن داشته اند. نگاه اجمالي به آمار ايدز و سقط جنين در ايران و جهان ميتواند دورنماي محدودي از قله كوه يخي را آشكار كند كه قسمت قابل توجهي از آن هنوز بر ما پنهان مانده است.
آمار ايدز در ايران و جهان
بنا به آمار سازمان بهداشت جهاني در سال 2004 ميلادي حدود 40 ميليون انسان مبتلا به ويروس ايدز وجود داشته است كه 5 ميليون از آنان در يك سال قبل به آن مبتلا شده اند و قسمت اعظم آنان را ساكنان جنوب قاره آفريقا (مثل آفريقاي جنوبي) و جنوب و جنوب شرقي آسيا (مانند هند) تشكيل ميدهند. تخمين زده ميشود كه از ابتداي بروز اين بيماري در 25 سال پيش تاكنون حدود 31 ميليون انسان در نتيجه ابتلا به ايدز جان باخته اند. از كل تعداد مبتلايان به ويروس HIV، حدود 17 ميليون را زنان، حدود 20 ميليون را مردان و حدود 3 ميليون را نيز كودكان تشكيل ميدهند. حدود 90 درصد از اين مبتلايان فاقد دسترسي به امكانات مناسب درمان ضدويروس ايدز هستند.
در ايران نيز از سال 1366 (كه با گزارش اولين مورد ابتلا به ويروس HIV در يك كودك 6 ساله مبتلا به هموفيلي) توجه وزارت بهداشت به حضور ايدز در ايران جمع شد آمار آلودگي به ويروس و بيماري ايدز همواره سير صعودي داشته است. سال 1384 با ثبت رسمي حدود 3087 فرد جديد مبتلا به ايدز ركور دار تعداد موارد جديد رسمي مبتلا به ايدز در ايران بوده است.
طبق آمار ارائه شده از سوي مسئولين وزارت بهداشت و درمان ايران تعداد كل مبتلايان شناخته شده به ويروس ايدز از حدود 3 هزار نفر در سال 79 به حدود 6 هزار نفر در سال 82 و حدود 14 هزار نفر در سال 85 رسيده كه نشان ميدهد شيوع آلودگي با سرعت تقريبي بيش از 2 برابر در هر سه سال رو به افزايش است. اين در حالي است كه تخمين ها و آمارهاي غير رسمي از حضور حداقل 70 هزار فرد مبتلا به ايدز در ايران خبر ميدهد كه استانهاي تهران و كرمانشاه و فارس بيشترين درصد آن را بخود اختصاص داده اند. تخمين زده ميشود كه هزينه درمان هر فرد مبتلا به ايدز در ايران حدود 600-500 هزارتومان در ماه باشد. از نكات قابل توجه در آمار مبتلايان به ايدز اين است كه با وجوديكه حدود 80 درصد از كل ابتلا به ويروس HIV در دنيا از راه روابط جنسي كنترل نشده (همجنس يا غيرهمجنس) بوده است، اين آمار در ايران بنا به اظهار نظر دكتر مهدي گويا – رئيس مركز مديريت بيماري هاي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي – چيزي حدود 7.4 درصد بوده است ( 64 درصد از طريق سرنگ مشترك آلوده، 1.8 درصد از راه فراورده هاي خوني آلوده، 0.5 درصد از مادر به جنين و 25.8 درصد از راه هاي ناشناخته)، چيزي كه شك و شبهه شديد خود مسئولين به درستي اين آمار را برانگيخته است. حتي بر فرض اضافه كردن آمار موارد ناشناخته به گروه مبتلايان ناشي از روابط جنسي كنترل نشده باز هم اين آمار (حدود 36 درصد) با آمارهاي مشابه از نقاط ديگر دنيا متفاوت است. اين بدان معناست كه به علل مختلف ما هنوز اطلاعات درستي در مورد آمار واقعي آلودگي ناشي از روابط جنسي كنترل نشده نداريم. همينطور بنا بر آمار رسمي تنها 5.5 درصد از آمار رسمي ثبت شده مراجعان مبتلا به ويروس ايدز مربوط به زنان بوده است كه باز با آمار واقعي جهاني بسيار فاصله دارد. حقيقت اين است كه در ايران ثبت آمار آلودگي عمدتاً از طريق كلينيك هاي ترك اعتياد و معتادان زنداني در زندانهاي كشور مانند زندان قزلحصار يا معتادان ولگرد خياباني بدست آمده است و تعداد مبتلايان مربوط به قشرهاي مختلف اجتماع به دلايل مختلف در اين آمارها لحاظ نشده است. بعبارت ديگر سازمانهاي رسمي فاقد برنامه ريزي و ساز و كارهاي لازم براي تشويق مبتلايان به مراجعه به كلينيك ها و آزمايشگاه هاي تشخيص ويروس ايدز در ايران بوده اند.
آمار سقط جنين در ايران و جهان
بنا به آمار رسمي منتشر شده از سوي انستيتو Alan Guttmacher در آمريكا از سال (1973 كه با تصويب ديوان عالي ايالات متحده اجازه سقط بدون اخذ مجوز از دادگاه به زنان داده شد) حدود 45 ميليون مورد رسمي سقط به ثبت رسيده است و گمان بر اين است كه ساليانه حدود 1400،000 هزار مورد سقط در ايالات متحده اتفاق مي افتد. بالاترين آمار مربوط به گروه خانمهاي 24-20 ساله (32 درصد) است. حدود 80 درصد از سقط ها مربوط به زنان ازدواج نكرده بوده است و 46 درصد از آنان حداقل داراي سابقه يك سقط قبلي بوده اند.
مطابق آمار رسمي ارائه شده از سوي Chief Medical Officers of England and Wales در انگلستان و ولز حدود 185،400 مورد سقط جنين در سال 2004 ميلادي گزارش شده است كه بيشترين آن مربوط به زنان 19-18 ساله بوده است. 88 درصد سقط ها زير 13 هفتگي رخ داده و فقط 20 درصد از آنها به دلايل پزشكي صورت گرفته است.
آنچه مسلم است اين است كه بعلت قانوني بودن سقط در اين كشورها عوارض بيشتر محدود به صدمات روحي تحمل شده از سوي زنان است و هزينه هاي مربوط به سقط جنين است. هرچند جمع آوري آمار قابل قبول در مورد حاملگي هاي ناخواسته و سقط جنين با مشكلات بي شماري همراه بوده است، طبق محاسبات موسسه Guttmacher در 1995 ميلادي حدود 46 ميليون مورد (تقريبا برابر با 3،5 درصد از كل جمعيت زنان) سقط اجباري اتفاق افتاده كه 20 ميليون آن بصورت غيرقانوني بوده است. در اين ميان سهم اروپاي شرقي با حدود 9درصد و اروپاي غربي با 1،1 درصد از كل جمعيت زنان بيشتر و كمتر از بقيه تخمين زده شده است. در ميان كشورهايي كه سقط جنين بصورت قانوني انجام ميشده است ويتنام با 8.3 درصد و بلژيك با 1 درصد از كل جمعيت زنان بيشترين و كمترين سهم را بخود اختصاص داده بودند.
نكته جالب توجه اين است كه ميزان سقط جنين در كشورهاي داراي محدوديت هاي قانوني از كشورهايي كه در آنها سقط جنين قانوني است كمتر نبوده است اما ميزان مرگ و مير و عوارض ناشي از اقدامات غير بهداشتي افراد غيرمسئول بسيار بالاتر بوده است. گمان بر اين است كه حدود يك چهارم از كل حاملگي ها در دنيا بصورت ناخواسته اتفاق مي افتد. در كشورهاي پيشرفته حاملگي هاي ناخواسته حدود 50 درصد از كل حاملگي ها را تشكيل ميده و 36 درصد از كل حاملگي ها منجر به سقط ميشود. در كشورهاي جهان سوم اين آمار به ترتيب 36 و 20 درصد از كل حاملگي هاست (چرا كه خانواده ها خواستار تعداد بچه بيشتري هستند). سهم آسيا از كل سفط جنين هاي جهان حدود60 درصد است. رومانيا، كوبا، ويتنام و در وحله بعد شيلي و پرو از كشورهاي با بالاترين شيوع سقط جنين در جهان هستند. روي هم رفته در جهان به ازاي هر يك زن (در هر طول عمر) يك مورد سقط جنين اتفاق مي افتد. مطابق اين بررسي پايين بودن ميزان سقط جنين بيشتر ناشي از گسترش و ترويج استفاده از مواد ضدبارداري بوده است و محدوديت هاي قانوني تأثيري در كاهش سقط جنين نداشته است.
مطابق آمار بهداشت جهاني در سال 200 ساليانه حدود 68 هزار زن در اثر عوارض ناشي از سقط جنين غيربهداشتي فوت ميكنند. تقريبا تمام اين نوع سقط جنين در كشورهاي جهان سوم اتفاق مي افتد كه برابر با 20 ميليون مورد (يكي به ازاي هر 9 مورد حاملگي) است. همچنين پيش بيني شده است تا حدود 8 ميليون زن از عوارض اين گونه اعمال مانند عفونت، خون ريزي و پارگي احشاي داخلي رنج مي برند.
در ايران بر اساس آمار اعلام شده از سوي دكتر شهاب الدين صدر در سال 1384 براي 1111 زن به دلايل پزشكي مجوز سقط جنين قانوني صادر شده است. رئيس اداره (سلامت خانواده و) جمعيت وزارت بهداشت طي خبري كه در مردادماه 1385 منتشر شد اعلام كرد كه از حدود 1200،000 بارداري زنان در ايران، سالانه حدود 300 هزار بارداري ناخواسته (نزديك به يك سوم از آنها) رخ ميدهد كه نزديك به يك سوم آنها (حدود 90هزار در سال) به سقط جنين منجر ميشود. مطابق اين آمار در ايران تنها حدود 1 درصد از كل سقط ها در شرابط قانوني و كاملا بهداشتي صورت ميگيرد.
تجربه جهان در بررسي عوامل موثر بر كنترل روابط جنسي
گزارش اخير منتشر شده در American Journal of Public Health بر اساس مطالعه مشترك دانشگاه كلمبيا در نيويورك و انستيتو Guttmacher نشان داده است كه ميزان حاملگي هاي ناخواسته در سنين 19-15 سال در آمريكا از سال 1995 ميلادي به اين طرف كاهش داشته است كه حدود 86 درصد از آن ناشي از توسعه فرهنگ استفاده از كاندوم در زناني است كه حاضر به خودداري از روابط جنسي نبوده اند. ميزان حاملگي در گروه سني 19-15 سال در دهه 1990 (2000-1990 ميلادي) حدود 27 درصد كاهش داشته است. تنها 14 درصد از اين افت در نتيجه تمايل بيشتر دختران به خودداري از رابطه جنسي بوده است.
سياست دولت از زمان روي كار آمدن دولت بوش همواره تأكيد بر موعظه جوانان به خودداري از رابطه جنسي بجاي توسعه استفاده از مواد ضدبارداري است. بودجه 270 ميليون دلاري داخل آمريكا تنها به كلاسها و گروه هايي اختصاص داده ميشود كه جوانان را فقط به خودداري از رابطه جنسي دعوت كنند و حق تشويق آنها به استفاده از روشهاي مختلف ضدبارداري را ندارند. خانم اسكارلت جانسون (بازيگر سينما) اعتقاد دارد "اگر قرار بود آمريكا كاملا به راهي كه جورج بوش خواسته بود مي رفت الان هر آمريكايي حداقل بايد 6 بچه داشته باشه" . برعكس دولت بريتانيا سياست متفاوتي در اين مورد داشته است. Gill Frances مدير گروه دولتي Independent Advisory Group on Teenage Pregnancyبا صحه گذاشتن بر نتيجه اين بررسي ميگويد: اين نشون ميده كه ما با توسعه اطلاعات و فرهنگ استفاده از مواد ضدبارداري بهترين كار رو براي كاهش حاملگي هاي ناخواسته در نوجوونها انجام ميديم. نصيحت كردن به جوونها براي اينكه دور و ور سكس نگرديد دردي رو دوا نميكنه و نتيجه اين بررسي هم همين رو نشون ميده." با اينحال بر اساس همين بودجه 550 ميليون كاندوم بصورت رابگان در اختيار مردم و ديگر كشورهاي جهان سوم گذاشته شده است. و در يك چرخش 180 درجه، جورج بوش اخيرا طي يك سخنراني در پنسيلوانيا از كاندوم بعنوان موثرترين سلاح در مقابله با ايدز نام برد.
فشارها و تعارضات فرهنگي و اجتماعي
يكي از مهمترين عوامل موثر در روابط جنسي كنترل نشده تعارضات و فشارهاي فرهنگي مانع در اين زمينه است. همراه داشتن كاندوم يا قرصهاي ضدحاملگي در كيف يك خانم (بخصوص اگر ازدواج نكرده باشد) از نظر ديگران با انگ ها و اشارات ناراحت كننده اي همراه خواهد بود. پيشنهاد بكار بردن كاندوم از سوي هريك از طرفين يك رابطه با احتياطات زيادي همراه است و هميشه بيم آن ميرود كه ديگري اين كار را نوعي توهين بخود تلقي كند. يكي از آقايان هنگامي كه در مورد رابطه جنسي اخيرش با يك زن مطلقه صحبت ميكرد توضيح داد كه هنگام معاشقه وقتي خواست از كاندوم استفاده كند آن زن وي را با خشم نگاه كرد و با عصبانيت با اشاره به كاندوم سوال كرد: آيا فكر ميكني من هم از همان زنان خياباني هستم؟ الگوي يك دختر خانم "نجيب "در آيينه ذهني زنان و مردان دختري است كه هيچگونه سابقه تماس جنسي ندارد و بايد اين را در نحوه معاشقه و نزديكي خود نشان دهد. اين امر در تعارض كامل با دانش و مهارت استفاده از كاندوم يا ديگر روشهاي ضدبارداري است. تقريبا تعداد قابل توجهي از دختران با وجود احتمال معاشقه و نزديكي در تماس هاي غيررسمي خود بصورت ناخودآگاه از همراه بردن هرگونه وسيله بهداشتي مانند كاندوم يا قرصهاي ضدبارداري خودداري ميكنند. در واقع همراه داشتن اين وسايل به معني پذيرش آگاهانه تجربه و تمايل به رابطه جنسي است كه با احساس گناه و تشويش شديدي همراه خواهد بود. به همين ترتيب همين شخص ممكن است نتواند آزادنه با اشخاص مطلع در اين زمينه صحبت كند. اين كار به معني اقرار ضمني به داشتن چنين روابطي است كه با احتمال ملامت هاي كلامي و يا ديگر برخوردهاي ناخوشايند همراه است. بدين ترتيب بنظر مي رسد بدون حل اين تعارضات – حتي با در اختيار گذاردن كاندوم هاي رايگان در سطح مراكز بهداشتي- امكان كنترل مناسب روابط جنسي وجود نخواهد داشت.
نبود ارتباط كلامي مناسب با والدين از ديگر نشانه هاي حضور تعارضات دروني در اين موارد است. در يك نظرسنجي كه توسط بي بي سي از جوانان صورت گرفت مشخص شد حدود 76 درصد از آنها امكان گفتگو با پدر و مادر خود در مورد رابطه جنسي را نداشتند (اين در حالي است كه 41 درصد از والدين تصور ميكردند كه از اين نظر آمادگي كامل براي گفتگو با بچه هاي خود را دارند). نتيجه يك بررسي ديگر كه در آگوست سال 2002 ميلادي توسط بي بي سي منتشر شد حاكي از آن بود كه نوجواناني كه خيلي راحت ميتوانند با والدين شان در مورد رابطه جنسي حرف بزنند احتمالاً
· در سنين بالاتر اقدام به رابطه جنسي ميكنند،
· با جفت هاي كمتري رابطه دارند
· و از ماده ضدبارداري مناسبي براي كنترل احتمال بارداري يا سرايت بيماري هاي آميزشي استفاده ميكنند.
بر خلاف تصور بعضي گفتگو در مورد مسائل جنسي لزوماً باعث "باز شدن روي بچه ها" و يا تشويق آنها به شروع سكس نميشود. مثلاً در هلند كه طبق يك بررسي 58 درصد از نوجوانان اظهار كرده اند كه براي گفتگو درباره مسائل جنسي مشكلي ندارند، سن اولين رابطه جنسي بطور متوسط يك سال بيش از نوجوانان در انگلستان است.