novinjensi logo1preventionjeld diagnosismejeld treatment
 
novinjensi logo1

 

 

 

 

 

cor top   co
 

 

آيا زنانه پوشي يك انحراف جنسي است كه نياز به درمان دارد؟

سوال شما
سلام من یه پسر25ساله هستم ازتهران ودر مورد اینکه پسر هستم از هیچ لحاظ مشکلی حس نمیکنم ولی از قبل از سن دبستان تا همین حالا همیشه دوست داشتم لباسهای زن ها رو بپوشم و از راهنمایی تا حالا هم خیلی علاقه به آرایش کردن دارم وبه نظرخودم اندام زیبایی دارم ولی هیچ وقت در چنین حالتی تمایل به مسایل جنسی نداشتم وفقط از زیبایی لباس وآرایش لذت میبرم. آبا به نظر شما مشکل من چیست؟ وآیا این مشکل است؟ تنها موردی که مرا ناراحت میکنه اینه که نمیتونم در این باره با کسی حرف بزنم همه مسخره میکنن ویا برخورد شدیدی Transvestic  fetishismنشان میدهن. چندباری با مادرم حرف زدم می گوید انحراف هست ولی من تا حالا هیچ کار خلاف وغیر شرعی وحتی جنسی با هیچ کسی نکرده ام. لطفا اگه امکان دارد جواب بدهید به این مسئله من. باتشکر
پاسخ ما
البته اظهار نظر در مورد شما به اين آساني ها نيست و داشتن شرح حال كامل شرط اول اظهار نظر دقيق است. اما بياييد فرض كنيم چيزهايي كه گفتيد تمام آن چيزي است كه واقعاً در مورد شما درست است: پسري كه از زمان كودكي مايل به پوشيدن لباس زنانه ايد. در اين حال از آرايش زنانه داشتن پوشش زنانه خود لذت مي بريد. احساس زن بودن نداريد و اقدام به معاشقه و نزديكي با مرد ديگري نداشتيد و تخيلات اينگونه نيز نداشته ايد.
نزديك ترين عنواني كه براي اين خصوصيت شما ميتوان در نظر گرفت Transvestic Fetishism يا "زنانه پوشي" است. طبق تعريف TF عبارت است از تمايلات و تخيلات و تحريكات جنسي همراه با و ناشي از پوشيدن لباس جنس مخالف. از آنجا كه عملاً به دلايلي كه بعد توضيح ميدهم اين موضوع به مردان نسبت داده ميشود با مسامحه آن را زنانه پوشي مي نامم. نكته مهم اين است كه تا اين جا زنانه پوشي يك خصوصيت است نه اختلال. مطابق تعريف علمي آخرين نسخه "معيارهاي آماري و تشخيصي اختلالات رواني" يا  DSM4-TR تنها زماني به اين خصوصيت ميتوان عنوان "اختلال" را اطلاق كرد كه منجر به افت قابل ملاحظه عملكرد اجتماعي، اقتصادي و خانوادگي فرد شده باشد. اين اختلال در كتب روانپزشكي در گروه بزرگ Paraphilia  يا به اصطلاح "انحرافات جنسي" طبقه بندي ميشود.
يكي از مسائل مهمي كه بسيار سوال ميشود و با پاسخ هاي متناقضي همراه است مسئله اختلال بودن يا نبودن اينگونه خصوصيات جنسي است. درست مانند همجنسگرايي كه همچنان اختلال بودن يا نبودن آن از جهات مختلف مورد بحث و سوال و جواب است. هرچند قبلاً توضيح اجمالي در اين زمينه دادم به نظر ميرسد كه به توضيح مفصل تري نياز است تا يك بار براي هميشه به اين نگراني ها پاسخ قانع كننده اي بدهيم.
آيا زنانه پوشي يك اختلال است؟
براي آساني كار پاسخ را با يك مثال شروع ميكنم. بنظر شما اگر از ما سوال كنند چپ دست بودن يك اختلال است يا نه چه پاسخي بايد بدهيم؟ پاسخ اين است اين مسئله به پس زمينه محيطي كه در آن زندگي مي كنيم بستگي دارد. فرض كنيد در جامعه اي زندگي ميكنيم كه از يك طرف چپ دست بودن نشانه شومي است و يا به هر علتي با آسيب هاي جسمي و روحي  قابل توجه (به خود و ديگران) همراه است از طرف ديگر تمام وسائل روزمره زندگي مخصوص راست دست ها ساخته شده است (يادم مي آيد در سنين ابتدايي خيلي به استفاده از هر دو دستم علاقمند شدم و مدتي براي نوشتن با دست چپ تمرين ميكردم. در آن مدت پدرم وقتي متوجه اين موضوع شد خيلي هراسان و نگران بنظر مي رسيد كه من اصلاً علت آن را درك نميكردم. بعداً متوجه شدم كه ظاهراً از قديم چپ دست بودن علامت شومي محسوب ميشده است و در مكتب خانه ها به هر قيمتي سعي ميشده از ادامه چپ دستي بچه ها جلوگيري شود). در اين صورت چپ دستي يك اختلال محسوب ميشود.
برعكس فرض كنيد در جامعه اي زندگي ميكنيد كه چپ دستي علامت شومي نيست (و حتي ممكن است جالب توجه و گاهي مانند يك بازيكن چپ پا در فوتبال مورد نياز هم باشد) و از طرف ديگر به وسائل مورد نياز روزمره چپ دست ها در جامعه هم توجه شده و از اين نظر كمبودي وجود ندارد. به اين ترتيب چپ دستي يك اختلال محسوب نميشود بلكه صرفاً يك گرايش نه چندان شايع يا normal variation محسوب ميشود.
حال در مورد گرايش شما به همين ترتيب اگر مادرتان واكنش ناخوشايندي به اين خصوصيت شما نشان ندهد و دوستان شما با شنيدن يا ديدن آن شما را مسخره نكنند و شما به حاشيه زندگي رانده نشويد اين خصوصيت يك اختلال نيست اما در مورد فعلي كه البته باعث نگراني قابل توجه شما شده است بنظر ميرسد كه با يك اختلال روبرو شده ايم. البته با توجه به بار شديداً اخلاقي كلمه انحراف كه دانش پزشكي از آن فاصله گرفته است پيشنهاد ميشود براي پارافيليا بجاي انحراف جنسي از اصطلاح اقليت جنسي استفاده شود.
جالب اين است كه برعكس پوشيدن لباس زنانه براي مردان، كه با واكنش ناخوشايند اطرافيان همراه است از مدل موهاي پسرانه (بعنوان مدل موي گوگوشي) استقبال شده و پوشش لباس مردانه براي زنانه يك پوشش اسپورت تلقي شده و نشانه نوگرا بودن فرد است. در يك مطالعه در سوئد ميزان شيوع اختلال زنانه پوشي در ميان مردان نزديك به 3 درصد گزارش شد در حاليكه بندرت ممكن است با اختلالي به نام مردانه پوشي در زنان برخورد كرد (0.04 درصد). به اين ترتيب مي بينيد كه تعريف يك اختلال كار چندان ساده اي نيست و گاهي گيج كننده بنظر ميرسد. واقعاً معلوم نيست اين اختلال مشكل فرد است يا اطرافيان؟!
چه روشي براي درمان زنانه پوشي وجود دارد؟
شايد بازهم بهتر باشد پاسخ خود را با ذكر يك مثال شروع كنيم. سالها پيش براي يك خانواده بسيار محترم و اشرافي در ايالات متحده مشكل مهمي بروز كرد. مسئله از اين قرار بود كه دختر 7 ساله آنها ماري به ناگاه شروع كرد به ماليدن آلت تناسلي اش به اشياء مختلف. به اين ترتيب در حضور همه مهمانان در يك مراسم رسمي دخترك به ناگاه روي دسته مبل مي نشست و پشت سر هم آلت اش را به دسته ميل مي كشيد. مشاهده اين كار براي اين پدر و مادر محترم واقعاً تكان دهنده بود و آنها را به مرز جنون كشيده بود. با خواهش آنها يك تيم روانپزشك و روانشناس براي درمان اين مشكل به شور و بررسي نشستند. فكر ميكنيد حاصل اين مشورت چه راه حلي بود؟
شايد آنها كه درمان را هميشه در چهارچوب دريافت نسخه اي از داروهاي جورواجور تجربه كرده اند اصلاً نتوانند حدس بزنند كه اين گروه چه راه درماني را پيشنهاد كرد: خريد يك اسب چوبي متحرك. از اين به بعد به دخترك آموزش داده شد در هر زمان كه مايل باشد روي اسب چوبي بنشيند و هرچه قدر كه دوست دارد روي آن بالا و پايين برود! در اين مورد درمان عبارت است از روشي براي پذيرفته كردن يك امر ناپذيرفته.
به اين ترتيب در انتخاب روش درمان مناسب در يك پارافيليا مثل زنانه پوشي دو معيار مهم وجود دارد. اول اينكه اين امر تا چه حد مشكل فرد و تا چه حد مشكل اطرافيان است؟ دوم اينكه كدام ساده تر است؟ تغيير فرد يا تغيير اطرافيان؟
متاسفانه بر خلاف بسيار ديگري از اختلالات تعريف شده در پزشكي و روانپزشكي اطلاع ما از نحوه شروع يا درمان يك پارافيليا زياد نيست و محدود به تك نگاري هاي اندكي است كه گزارش شده اند. در يك مورد جالب از بخش نورولوژي بيمارستان دانشگاه Cleveland  در سال 2002، بيمار 72 ساله مبتلا به بيماري پاركينسون وجود داشت كه از 20 سال پيش داروي levodopa دريافت ميكرد كه بعدا به آن Selegiline  (مهاركننده آنزيم منوآمينواكسيداز نوع B كه باعث افزايش دوپامين در مغز ميشود) اضافه شد. اين كار باعث شروع تمايل به زنانه پوشي در مرد شد كه تا بعد از مرگ همسرش از اظهار آن خودداري ميكرد. پزشكان متوجه شدند با قطع اين دارو اين تمايلات نيز در فرد از بين مي رفت و با مصرف آن دوباره آغاز ميشد. به اين ترتيب ظاهراً واسطه شيميايي دوپامين نقش مهمي در بروز چنين رفتارهايي در فرد مبتلا به پاركينسون به عهده داشت.
در يك مورد جالب ديگر از دهلي نو در هندوستان متوجه شدند كه تجويز داروي Escitalopram  باعث تحفيف تمايلات زنانه پوشي در يك پسر 15 ساله ميشد. اين پسر علاقه به دزديدن و پوشيدن شورت و كورست هاي زنانه خانه و همسايه داشت تا اينكه بالاخره روزي مادرش در حين ارتكاب جرم او را گير انداخت و به پزشكان بيمارستان لوهيا مراجعه كرد. سيتالوپرام دارويي است كه باعث افزايش سطح سروتونين در مغز ميشود. به اين ترتيب تغييري در مسير اعصاب وابسته به سروتونين عامل بروز اختلال در اين فرد بوده است.
در مورد درمان هاي غيردارويي با وجود پيشرفت علم پزشكي در استفاده از روان درماني هاي جديد چون رفتار درماني در درمان انواع اختلالات روانپزشكي، متاسفانه اتفاق نظر بر اين است كه تاكنون اين روشها كمك موثري در تغيير رفتارهاي خاص افراد مبتلا به پارافيليا نداشته است. به اين ترتيب مي بينيد كه علم پزشكي در حال حاضر خوش بيني چنداني به موفقيت در تغيير رفتار اين افراد ندارد. به اين ترتيب شايد منطقي بنظر برسد كه سراغ راه حل دوم برويم: تغيير اطرافيان. راه حلي كه  گاهي ساده تر از راه حل اول نيست. اولين بار انجمن روانپزشكان آمريكا با خارج كردن همجنسگرايي از فهرست اختلالات روانپزشكي از گروه پارافيليا اولين قدم براي امتحان روش دوم را برداشت. مسئله اي كه هنوز هم با اظهار نظرهاي متناقضي در اين زمينه همراه است.
در مورد زنانه پوشي گسترش اطلاع رساني عمومي و تلاش براي پذيرفته شدن اين امر در جامعه شايد به اندازه همجنسگرايي با واكنش جوامع روبرو نشود، هرچند در اين زمينه از اقدامات جدي خاصي اطلاع نداريم. نمي دانيم كه اگر از خانواده و دوستان شما خواهش كنيم كه در اين مسئله "آنها كوتاه بيايند" اين امر چه تاثيري در بهبود روابط شما با محيط اطرافتان خواهد داشت. تقريباً غير از مورد بوفالوبيل – جنايتكار مثالي فيلم سكوت بره ها كه علاقه مند بود از پوست دختر خانم ها براي خود لباس زنانه بدوزد و از پوشيدن آنها لذت ببرد- علتي براي نگراني از خطرناك بودن اين مسئله وجود ندارد. در گذشته اقليت هاي جنسي از اين دست سعي ميكردند در گروه هاي نمايش امكان پوشيدن لباس هاي زنانه را بيابند. از شرح حال زندگي اين افراد كه گاه "امرد" و "مخنث" ناميده ميشدند در اين دسته هاي "عمله جات طرب" اطلاعات چنداني در دست نيست. بر خلاف گذشته امروزه با ورود زنان به عرصه بازيگري اين امر چندان پذيرفته بنظر نميرسد و احتمالا آقاي اكبر عبدي يكي از معدود بازيگراني است كه حاضر به قبول پوشش و آرايش زنانه در فيلم آدم برفي شد. شايد اگر بيشتر در اين زمينه بيانديشيم بتوانيم به راه حل هاي جديدي برسيم. چيزي شبيه مصرف اسيتالوپرام يا چيزي شبيه نشستن بر آن اسب چوبي. گاهي اين و گاهي آن.

 

sp
image spacer image

 

 
bottom
نحوه تهيه كتابهاآشنايي با ما